وَ إِنْ يُكَذِّبُوكَ
و اگر تكذيب كنند ترا معاندان قريش عجب مدار
فَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ
پس به درستى كه تكذيب كردند آنان كه
مِنْ قَبْلِهِمْ
پيش از ايشان بودند پيغمبران خود را
جاءَتْهُمْ
آمدند بديشان
رُسُلُهُمْ
پيغمبران فرستاده بديشان
بِالْبَيِّناتِ
به حجتهاى روشن يا معجزهاى هويدا
وَ بِالزُّبُرِ
و به نامههاى آسمانى چون صحف شيث و ادريس و ابراهيم على نبينا و عليهم السلام
وَ بِالْكِتابِ الْمُنِيرِ
و بكتاب روشنكننده يعنى مبيّن احكام حلال و حرام چون توريت و انجيل
ثُمَّ أَخَذْتُ الَّذِينَ كَفَرُوا
پس بعد از تكذيب گرفتم آنان را كه نگرويدند
فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ
پس چگونه بود انكار من بر ايشان بعقاب و عذاب
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ
آيا نمىبينى آنكه خداى تعالى
أَنْزَلَ
فروفرستاد
مِنَ السَّماءِ ماءً
از آسمان يا از ابر آبى
فَأَخْرَجْنا بِهِ
پس بيرون آورديم عدول از غيبت بتكلم جهت تخصيص فعل است يعنى ما توانيم كه بيرون آريم بدان آب
ثَمَراتٍ
ميوهها
مُخْتَلِفاً أَلْوانُها
در حالتى كه مختلف است رنگهاى آن يعنى گوناگون است اجناس يا اصناف آن و گويند مراد اشكال و هيئت آنست
وَ مِنَ الْجِبالِ
و از آنچه ما آفريديم از كوهها
جُدَدٌ
راههاى مختلف الالوان است و در تفسير مقدسى آورده كه جدد خطوط متلوّنه
بِيضٌ
سفيدها
وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُها
و سرخها گوناگون است رنگهاى آن در شدّت و ضعف يعنى بعضى بهغايت سرخ و برخى از ان فروتر
وَ غَرابِيبُ سُودٌ
و سياهها بهغايت سياه
وَ مِنَ النَّاسِ
و از آدميان
وَ الدَّوَابِّ
و جنبندگان
وَ الْأَنْعامِ
و چهارپايان
مُخْتَلِفٌ
هست آنچه بود گوناگون
أَلْوانُهُ
رنگهاى او
كَذلِكَ
مانند اختلاف الوان اثمار و جبال و هر كه نداند قدرت خداى را بآفريدن اشيا و عالم نبود بتحويل هر چيزى از حالى بحالى چگونه از خداى تعالى بترسد
إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ
جز اين نيست كه مىترسند از خداى تعالى
مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ
از جمله بندگان او دانايان چه شرط خشيت دانش مخشى منه است و علم بصفات و افعال او پس هرك را دانش او بيشتر ترس او افزونتر و حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم ازينجا فرمودهاند انى اعلمكم و اخشاكم باللّه
إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ
به درستى كه خداى تعالى غالب است در انتقام كشيدن از كسى كه نترسد ازو
غَفُورٌ
آمرزنده است مر ترسكاران را .