تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 975

مساهمون:

ص٩٧٥
ذلِكَ
اين توريث و اصطفا
هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ
اوست بخشائش بزرگ حضرت فاروق رضى اللّه عنه نقل مىكند از حضرت رسول صلى اللّه عليه و سلّم كه از آن حضرت ص شنوده‌ام درين آيت فرمود كه سابق ما بر همه پيشى گرفته است و مقتصد ما نجات يافته و ظالم ما آمرزيده شده و در تفسير ثعالبى آورده كه حضرت پيغمبر ص اين سه طائفه را تفسير فرموده و گفت سابق آنهااند كه بىحساب به بهشت روند و مقتصد آنان كه حساب ايشان سبك گذرد و ظالم آنان كه مدّتى در موقف حساب بمانند و حق سبحانه به رحمت واسعه خود تلافى ايشان كند ذو النورين رض رضى اللّه عنه ، فرموده كه سابق ما اهل جهاداند و مقتصد ما اهل حضر كه بجهاد نروند اما به جماعت حاضر شوند و ظالم ما اهل باديه‌اند كه نه كمر جهاد بندند و نه دولت جماعت دريابند امام ابو الليث رح فرمود كه سابق آنست كه قبل از هجرت ايمان آورده مقتصد آنكه بعض از هجرت و قبل فتح مكه گرويده و ظالم آنكه بعد از فتح مكه به دائره اسلام درآمده اصحاب تفسير و تذكير و ارباب تحقيق و تدقيق درين سه طائفه سخن بسيار گفته‌اند براى تبرك كلمه چند اينجا ثبت افتاد بر ترتيبى كه در قرآن مذكورست يعنى افتتاح به ظالم و اختتام بسابق سهيل بن عبد اللّه تسترى قدس سره فرمود كه آنان جاهل‌اند و متعلم و عالم و گفته‌اند طالب دنيا و مائل عقبى و متوجه بمولى يا صاحب كبيره و مرتكب صغيره و مبرا از جرم يا مصر بر ذنوب و تائب عايد و تائب ثابت بر توبه از اوّل تا آخر يا آنكه معاش او بر معاد غلبه كند و آنكه متعلق بهر دو باشد و آنكه معاد او بر معاش مىچريد يا پرستنده بر عادت و عابد بخوف و طمع و عبادت‌كننده للّه و فى اللّه يا جزع‌كننده نزديك بلاء و صبور در بلاد لذّت يابنده از بلا يا آكل حرام و مائل به شبهت و خورنده حلال يا مشغول از ذكر و مشغول بذكر و متوجه بمذكور يا مجرم و تائب و متقى يا غافل و طالب و واجد يا آنكه سيئات او بر حسنات بچريد و آنكه هر دو برابر باشند و آنكه حسنات او بر سيئات راجح بود يا آنكه ظاهر او به از باطن باشد و آنكه سرو علانيه او مساوى باشد و آنكه نهان او به از آشكارا بود يا آنكه انصاف ستاند و ندهد و آنكه بيم ستاند و هم بدهد و آنكه دهد و نستاند يا آنكه زيادت از قوت طلبد و آنكه همين جوينده قوّت باشد و آنكه مطلقا طلب قوّت نكند امام قشيرى رح قدس سره فرمود كه اين سه گروه اهل سخا وجود و ايثاراند يا طالبان نجات و درجات و مناجات و در حقايق سلمى آورده كه ناظر از خود به خود و نگرنده از خود به آخرت و ناظر از ؟ ؟ ؟ به حق صاحب فتوحات روح اللّه روحه مىگويد كه ظالم آنست كه پيوسته در خواب غفلت باشد و مقتصد آنكه گاهى بيدار گردد و سابق آنكه هميشه بيدار گردد و در لطائف گفته كه ظالم آنكه از نعمت بمنعم نگردد مقتصد آنكه از منعم بنعمت نگرد و سابق آنكه از منعم بمنعم نگرد يعنى با مشاهده منعم درسازد و ازو بنعم پردازد فرد
نعيم هر دو جهان مىكنند بر ما عرض * دل از ميانه تمنّا ندارد الا دوست
حق سبحانه هيچ امتى را از امم سابقه اين نواخت نكرد و اين تشريف ارزانى نداشت رقم اصطفا بر صفحه حال همه كشيد و ابتدا به ظالم كرد تا شرم‌زده نگردند و به رحمت بىغايت اميدوار باشند - بيت
نيايد از من آلوده طاعتى خالص * ولى به رحمت و فضلت اميدوارى هست
و گفته‌اند كه تقديم ظالم از روى فضلست و تاخيرش از راه عدل و حق سبحانه فضل را از عدل دوست‌تر دارد و تاخير سابق از جهت آنست تا به ثواب كه دخول جنان است اقرب باشد يا به جهت آنكه اعتماد بر عمل خود نكند و به طاعت معجب نگردد كه عجب آتشى است كه چون افروخته شود هزار خرمن عبادت به دو سوخته گردد نظم
اى پسر عجب آتشى عجبست * گرم ساز تنور بولهبست هر كجا شعله ازو افروخت * هر چه از علم و زهد بود بسوخت
جَنَّاتُ عَدْنٍ
بوستانهاى اقامت
يَدْخُلُونَها
در آيند اين سه گروه در ان
يُحَلَّوْنَ
پيرايه بسته شوند
فِيها
در ان بهشتها
مِنْ أَساوِرَ
از دستوانها كه باشد
مِنْ ذَهَبٍ
زر خالص
وَ لُؤْلُؤاً
و از مرواريد صافى در عين المعانى آورده كه دستوانه زر و مرواريد حليه ملوك عرب بوده و بديشان اختصاص داشته چنانچه تاج به پادشاهان عجم
وَ لِباسُهُمْ
و پوشش اين گروه
فِيها حَرِيرٌ
در بهشت ديبا باشد نه چون ديباى دنيا يعنى رشته و بافته كس نبود
وَ قالُوا
و گويند اين جمع چون از حفره دوزخ برهند و به روضه بهشت برسند
الْحَمْدُ لِلَّهِ
همه ستايش و ثنا مر خداى راست
الَّذِي أَذْهَبَ
آن خداى كه ببرد
عَنَّا الْحَزَنَ
از ما اندوه دوزخ را يا خوفى كه از ردّ طاعت داشتيم بقبول آن از ما مندفع گردانيد و گفته‌اند مراد هموم دنياست چون بيم موت يا وسوسه ابليس يا ضرر جوع و عطش يا خوف سلطان يا دغدغه تحاسد و تباغض
إِنَّ رَبَّنا
به درستى كه پروردگار ما
لَغَفُورٌ
هر آئينه آمرزنده گناهكاران است
شَكُورٌ
جزادهنده سپاسداران است .
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 975 | كتاب الله تبارك وتعالى / سيد محمد رضا جلالى نائين / شاه ولى الله محدث دهلوى / ملا حسين واعظ الكاشفى