إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ
به درستى كه آنان كه مىخوانند يا متابعت مىكنند
كِتابَ اللَّهِ
كتاب خداى تعالى را كه قرآن است
وَ أَقامُوا الصَّلاةَ
و بهپاى داشتند نماز را با آداب و شرائط آن
وَ أَنْفَقُوا
و نفقه كردند در راه ما
مِمَّا رَزَقْناهُمْ
از آنچه روزى دادهايم ايشان را
سِرًّا
پنهان از خوف آنكه برياء آميخته نگردد
وَ عَلانِيَةً
و آشكارا بطمع آنكه سبب رغبت ديگران گردد بتصدق يا سر در مسنونه بود و علانيه در مفروضه
يَرْجُونَ
اميد مىدارند بدين عملها
تِجارَةً لَنْ تَبُورَ
بازرگانى كه كاسد نبود و زيان به دو نرسد بلكه در روز بازار قيامت متاع اعمال ايشان رواجى تمام يابد و اين عملها كه كردهاند
لِيُوَفِّيَهُمْ
تا تمام گرداند خداى تعالى يعنى به تمامى بديشان رساند
أُجُورَهُمْ
مزدهاى كردار ايشان
وَ يَزِيدَهُمْ
و زياده گرداند حسنات ايشان را
مِنْ فَضْلِهِ
از بخشش خود بيفزايد بر مزد ايشان و ايشان را رتبت شفاعت دهد و در لباب آورده كه شفاعت ايشان را قبول كند درباره جمعى كه واجب شده باشد ايشان را آتش دوزخ
إِنَّهُ
به درستى كه خداى تعالى
غَفُورٌ شَكُورٌ
آمرزنده است مر گناهكاران را * مزددهنده مر سپاسداران را
وَ الَّذِي أَوْحَيْنا
و آنچه وحى كردهايم ما
إِلَيْكَ
بسوى تو
مِنَ الْكِتابِ
از قرآن
هُوَ الْحَقُّ
او راست و درستست
مُصَدِّقاً
موافق
لِما بَيْنَ يَدَيْهِ
مر آن چيزى را كه پيش از ان بوده از كتب يعنى مطابق در عقايد و اصول احكام آنهاست
إِنَّ اللَّهَ
به درستى كه خداى تعالى
بِعِبادِهِ
به بندگان خود
لَخَبِيرٌ
هر آئينه داناست ، ضمائر ايشان را مىداند
بَصِيرٌ
بيناست ، ظواهر ايشان را مىبيند و احوال آنها كه تصديق قرآن و تكذيب آن كنند برو پوشيده نيست آنگه فرمود كه
ثُمَّ أَوْرَثْنَا
ما كتابهاى متقدمه را بر امم سابقه فرستاديم پس ميراث داديم
الْكِتابَ
قرآن را يعنى تاخير كرديم آن را تا عطا دهيم
الَّذِينَ اصْطَفَيْنا
آنان را كه برگزيدهايم
مِنْ عِبادِنا
از بندگان ما يعنى امت حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم را عطا را ميراث خواند چه ميراث مالى باشد كه بىتعب و طلب بدست آيد همچنين عطيه قرآن بىجستجوى مؤمنان بمحض عنايت ربّانى بديشان رسيد يا همچنانكه بيگانه را در ميراث دخلى نيست دشمنان نيز از قرآن بىبهرهاند يا در سهام ميراث تفاوت هست چون ثمن و سدس و ربع ثلث و نصف و ثلثان و كسى باشد كه تمام بر اينجا نيز بهرهاى اهل قرآن متفاوت است هر كسى به قدر استحقاق و اندازه استعداد خود از حقائق قرآن بهرهمند شود مصرع زين بزم يكى جرعه طلب كرد و يكى جام
فَمِنْهُمْ
پس بعضى از بندگان
ظالِمٌ لِنَفْسِهِ
ستمكارانند بر نفس خود بتقصير در عمل كردن به قرآن
وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ
و بعضى از ايشان ميانهرواند كه عمل كنند بدان در اغلب اوقات
وَ مِنْهُمْ
و جمعى ديگر ايشان
سابِقٌ بِالْخَيْراتِ
پيشىگيرندهاند به نيكوئيها كه پيوسته عمل نمايند به احكام قرآن
بِإِذْنِ اللَّهِ
به دستورى خداى و بتوفيق فرمان او .