قُلْ إِنَّ رَبِّي
بگو به درستى كه پروردگار من
يَقْذِفُ بِالْحَقِّ
مىافگند حق را يعنى وحى را القا مىكند بر هر كه مىخواهد يا سخن راست و درست را منتشر مىسازد در آفاق مراد افشاى دين الاسلام و اظهار احكام آن است
عَلَّامُ الْغُيُوبِ
اوست داناى پوشيدهها و هيچ چيز برو مخفى نيست
قُلْ جاءَ الْحَقُّ
بگو اى محمد ص آمد سخن درست و راست يعنى قرآن يا اسلام يا بعثت پيغمبر
وَ ما يُبْدِئُ الْباطِلُ
و نمىآفريند باطل يعنى ابليس يا بت چيزى را
وَ ما يُعِيدُ
و بازنگرداند آن را يعنى قادر نيست بر خلق و بعث
قُلْ إِنْ ضَلَلْتُ
بگو اگر بلغزيدم از راه حق همچنانكه گمان برديد به من
فَإِنَّما أَضِلُّ
پس جز اين نيست كه مىلغزم
عَلى نَفْسِي
بر نفس خود يعنى و بال آن عايد به من است
وَ إِنِ اهْتَدَيْتُ
و اگر به راه راست روم
فَبِما يُوحِي
پس بسبب آنست كه وحى مىفرستد
إِلَيَّ
بسوى من
رَبِّي
پروردگار من چه توفيق هدايت وابسته بعنايت اوست
إِنَّهُ
به درستى كه خداى تعالى
سَمِيعٌ
شنوا است دعاى بندگان را
قَرِيبٌ
نزديك است به اميد نيازمندان
وَ لَوْ تَرى
و اگر ببينى كافران را
إِذْ فَزِعُوا
چون ترسان شوند نزديك مرگ يا بوقت بعث يا در روز بدر به بينى امرى عجيب با هول
فَلا فَوْتَ
پس نباشد هيچ قوّتى يعنى بگريختن و پناه به حصنى بردن عذاب از ايشان فوت نشد
وَ أُخِذُوا
و گرفته شوند
مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ
از جاى نزديك يعنى از روى زمين به زير زمين يا از موقف به دوزخ يا از صحراى بدر به چاه بدر و در بعضى تفاسير آمده كه اين آيت در شان سفيان و قوم او است كه در آخر زمان خروج كند و لشكرى از شام به جهت تخريب كعبه معظمه زادها اللّه شرفا ترتيب نمايد و آن جمع در باديه به زمين فرود روند پس معنى اخذوا من مكان قريب بدين تفسير آن است كه از تحت اقدام خود مأخوذ گردند و از تمام آن لشكر دو كس نجات يابند يكى بشارت مكه برد و ديگر كه او را ناحيه جهنى گويند روى او بقفا گشته خبر خسف قوم بسفيان رساند
وَ قالُوا
و گويند مشركان مكه يا لشكر سفيانى بوقت مرگ يا زمان خسف
آمَنَّا بِهِ
ايمان آوردهايم به خداى تعالى يا به پيغمبر ص يا بحشر ما را بازگردانيد به دنيا
وَ أَنَّى لَهُمُ التَّناوُشُ
و از كجا باشد ايشان را بازگشتن و حفص غير مهموزى خواند و آن بمعنى تناول است يعنى از كجا بود ايشان را فراگرفتن ايمان
مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ
از موضع دور كه آن عالم آخرت است و محل تكليف ايمان دنيا است و نزديك قيامت باس آخرت مشهود شده پس ايمان سود نكند
وَ قَدْ كَفَرُوا بِهِ
و حال آنكه نگرويدهاند به خدا يا رسول او يا به بعث
مِنْ قَبْلُ
پيش ازين كه در حيز تكليف بودند
وَ يَقْذِفُونَ
و مىافگندند
بِالْغَيْبِ
به پوشيدگى سخنان را يعنى به گمان خود سخنان مىگفتند و بر قرآن و رسول طعن مىكردند
مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ
از جاى دور يعنى دور بودند از آنچه مىگفتند و نمىدانستند كه چه مىگويند .