وَ ما آتَيْناهُمْ
و حال آنكه ندادهايم ايشان را
مِنْ كُتُبٍ
از كتابهاى فروفرستاده كه همواره
يَدْرُسُونَها
بخوانند آن را و از آنجا دليل آرند بر بطلان قرآن
وَ ما أَرْسَلْنا إِلَيْهِمْ
و نفرستاديم بسوى ايشان
قَبْلَكَ
پيش از تو يعنى در زمان فترت
مِنْ نَذِيرٍ
هيچ بيمكننده يعنى پيغمبرى كه ايشان را به حق دعوت كند و بر تكذيب آن بيم نمايد
وَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ
و تكذيب كردند مر انبياء عليهم السلام را آنان كه پيش از ايشان بودند
وَ ما بَلَغُوا
و حال آنكه نرسيدند اهل مكه
مِعْشارَ ما آتَيْناهُمْ
بده يك آنچه ما دادهايم ايشان را از فرط قوّت و طول عمر و كثرت اموال يا نداده بوديم پيشينيان را عشر آنچه اهل زمان ترا دادهايم از حجج و براهين و دلالات و اسباب هدايت
فَكَذَّبُوا رُسُلِي
پس تكذيب كردند پيشينيان پيغمبران مرا
فَكَيْفَ كانَ
پس چگونه بود
نَكِيرِ
انكار من بر ايشان يعنى ناپسنديدن من ايشان را و عذاب كردن - پس بايد كه قوم تو نيز بترسند از مثل اين حالات
قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ
بگو اى محمد ص جز اين نيست كه پند مىدهيم شما را و ارشاد مىكنم
بِواحِدَةٍ
به يك چيز
أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ
و آن چيز آنست كه برخيزيد از مجلس پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم براى خداى و پراگنده شويد
مَثْنى
دو دو تا با يكديگر مشاورت كنيد -
وَ فُرادى
و يكيك تا از ازدحام خاطر شما مشوش نشود
ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا
پس تفكّر كنيد در امر محمد ص از مبدأ حال او تا اين غايت اطوار او را در نظر آريد تا بدانيد كه البته
ما بِصاحِبِكُمْ
نيست اين يار شما را
مِنْ جِنَّةٍ
هيچ ديوانگى كه او را بر دعوى رسالت باعث باشد بلكه مىشناسيد كمال عقل او را و آن كافى است بر صدق قول او
إِنْ هُوَ
نيست او
إِلَّا نَذِيرٌ لَكُمْ
مگر بيمكننده مر شما را
بَيْنَ يَدَيْ
پيش از وقوع
عَذابٍ شَدِيدٍ
عذابى سخت كه عذاب آخرت است
قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ
بگو آنچه مىطلبم شما را
مِنْ أَجْرٍ
از مزدى بر اداى رسالت
فَهُوَ لَكُمْ
پس آن مر شما را است يعنى هر مزدى كه بر اداى رسالت مىخواستم بر شما بخشيدم مراد نفى سؤال است يعنى هيچ اجرى نمىخواهم
إِنْ أَجْرِيَ
نيست مزد دعوت من
إِلَّا عَلَى اللَّهِ
مگر بر خداى تعالى
وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ
و او بر همه چيزها
شَهِيدٌ
گواه است .