وَ قالَ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا
و گويند آنان كه ضعيف و بيچاره بودند
لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا
مر آنان را كه از قول حق سركشيدند
بَلْ
نه چنين است كه ما به خود كافر شدهايم بلكه
مَكْرُ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ
مكر و فريب شما در شب و روز بازدارنده ما بوده از ايمان
إِذْ تَأْمُرُونَنا
چون مىفرموديد ما را
أَنْ نَكْفُرَ بِاللَّهِ
بهآنچه كافر شويم به خدا
وَ نَجْعَلَ لَهُ
و فراگيريم مر او را
أَنْداداً
همتايان
وَ أَسَرُّوا النَّدامَةَ
و هر دو گروه بعد از گفت و شنيد پشيمان شوند از عمل خود و پنهان دارند يا پشيمانى را از يكديگر پنهان دارند تا به سرزنش در نمانند و بعضى اسرار را بمعنى اظهار دانند و اين نعت از اضداد اوست يعنى ظاهر گردانند پشيمانى را
لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ
آن هنگام كه ببينند عذاب را
وَ جَعَلْنَا الْأَغْلالَ
و بكشيم ما غلهاى آتشين را
فِي أَعْناقِ الَّذِينَ كَفَرُوا
در گردن آنان كه نگرويدند از تابعان و متبوعان ايراد مستقبل بلفظ ماضى به جهت تحقّق وقوع است و وضع مظهر بجاى مضمر اشعار بموجب اغلال ايشان است
هَلْ يُجْزَوْنَ
آيا جزا داده شوند مردمان يعنى نشوند
إِلَّا ما كانُوا يَعْمَلُونَ
مگر بهآنچه باشند كه عمل كنند پس تسليه حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم مىفرمايد
وَ ما أَرْسَلْنا
و نفرستاديم ما
فِي قَرْيَةٍ
در هيچ ديهى و شهرى
مِنْ نَذِيرٍ
هيچ بيمكننده يعنى پيغمبرى
إِلَّا قالَ
مگر آنكه گفتند
مُتْرَفُوها
متنعمان و متكبران آن ده مر آن پيغمبران را
إِنَّا
به درستى كه ما
بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ
بهآنچه فرستاده شدهايد به آن يعنى بزعم خود
كافِرُونَ
ناگرويدگان و منكرانيم
وَ قالُوا نَحْنُ
و ديگر گفتند ما
أَكْثَرُ أَمْوالًا وَ أَوْلاداً
بيشتريم از جهت اموال و اولاد يعنى مال و فرزندان ما بيش از شما است پس ما بدعوى رسالت سزاوارتريم از شما
وَ ما نَحْنُ
و نيستيم ما
بِمُعَذَّبِينَ
عذابكردهشدگان يعنى خدا ما را عذاب نخواهد كرد زيرا كه ما را بنعمت گرامى كرده پس به محنت خوار نخواهد ساخت
قُلْ إِنَّ رَبِّي
بگو به درستى كه پروردگار من
يَبْسُطُ الرِّزْقَ
گشاده مىگرداند روزى را
لِمَنْ يَشاءُ
براى هر كه مىخواهد از اهل شرك و معصيت به مشيت خود نه براى كرامت او
وَ يَقْدِرُ
و تنگ مىسازد بر هر كه مىخواهد به جهت حكمت خود نه از روى مذلّت
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ
و ليكن بيشتر مردمان
لا يَعْلَمُونَ
نمىدانند و گمان مىبرند كه كثرت اموال و اولاد براى شرف و كرامت است شايد كه از روى استدراج بود .