تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 959

مساهمون:

ص٩٥٩
قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ
بگو اى محمّد صلى اللّه عليه و سلّم كه روزى مىدهد شما را
مِنَ السَّماواتِ
از آسمانها بباران
وَ الْأَرْضِ
و از زمين بنبات
قُلِ اللَّهُ
و هم خود بگو روزى دهد شما را خداى تعالى چه آن سؤال را بجز اين جوابى نيست و اگر كافران بخوف الزام به زبان نگويند بدل مقراند
وَ إِنَّا
و ديگر بگو با ايشان كه ما مؤمنان كه روزىدهنده را يكى گوئيم و هم يكى را پرستش كنيم
أَوْ إِيَّاكُمْ
يا شما مشركان كه جمادى را كه در مراتب امكانيت فروترى ازو نيست با واجب الوجود شريك سازيد
لَعَلى هُدىً
به راه راستيم
أَوْ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
يا در گمراهى آشكارا
قُلْ لا تُسْئَلُونَ
بگو پرسيده نخواهيد شد شما
عَمَّا أَجْرَمْنا
از آنكه ما مىكنيم از بدى
وَ لا نُسْئَلُ
و ما پرسيده نخواهيم شد
عَمَّا تَعْمَلُونَ
از آنچه شما مىكنيد بلكه هر كس را از عمل او سؤال خواهند كرد و مناسب آن جزا خواهند داد
قُلْ يَجْمَعُ
بگو جمع كند
بَيْنَنا
ميان ما
رَبُّنا
پروردگار ما روز قيامت
ثُمَّ يَفْتَحُ
پس حكم كند
بَيْنَنا بِالْحَقِّ
ميان ما به راستى و محق را به بوستان وصال قربت فرستد و مبطل را به زندان و بال
وَ هُوَ الْفَتَّاحُ
و اوست حكم‌كننده در قضاياى مشكله
الْعَلِيمُ
دانا به چگونگى حكم
قُلْ أَرُونِيَ الَّذِينَ
بگو بنمائيد به من آنان را كه
أَلْحَقْتُمْ
بربسته‌ايد
بِهِ
به خداى
شُرَكاءَ
انبازان يعنى بنمائيد تا بكدام صفت بتان را شريك حق مىسازيد در عبادت
كَلَّا
اين انبازى هرگز درست نيست
بَلْ هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُ
بلكه اوست خداوند غالب بر همه كس كه دم شركت با او نتواند زد
الْحَكِيمُ
دانا به احكام صواب و موصوف به حكمت بالغه پس كدام كس را باور تبت شركت توان داد ، نظم وحده لا شريك له ، صفتش * و هو الفرد
اصل معرفتش شرك را سوى وحدتش ره نيست * عقل از كنه ذاتش آگه نيست هست در راه كبرياى جلال * شرك نالائق و شريك محال
وَ ما أَرْسَلْناكَ
و نفرستاديم ترا اى محمد ص
إِلَّا كَافَّةً
مگر فرستادن عامه و شامل
لِلنَّاسِ
مر همه مردمان را از احمر و اسود و از جن و انس يا نفرستاديم مگر به عامه خلق و اين از خصائص افضليت آن حضرت ص ست صلاة اللّه و سلامه عليه كه مبعوث بوده با همه افراد آدميان و جنيان و غير او هيچ‌كس از انبياء ع به تمام جن و انس مبعوث نبوده قطعه
ترا دادند منشور سعادت * وزآن‌پس نوع انسان آفريدند پرى را جمله در خيل تو كردند * پس آنگاهى سليمان آفريدند
و گفته‌اند هاى كافه براى مبالغه است چون علامه و نشابه يعنى نفرستاديم ترا مگر بازدارنده مردمان را از شرك
بَشِيراً
مژده‌دهنده بفضل كسى را كه بتوحيد اقرار كند
وَ نَذِيراً
و بيم‌كننده بعدل آن را كه بشرك اصرار نمايد
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ
و ليكن بيشتر مردمان
لا يَعْلَمُونَ
نمىدانند فضائل و كمالات ترا و جهل مركب ايشان را بر مخالفت تو مىدارد .
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 959 | كتاب الله تبارك وتعالى / سيد محمد رضا جلالى نائين / شاه ولى الله محدث دهلوى / ملا حسين واعظ الكاشفى