تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 956

مساهمون:

ص٩٥٦
لَقَدْ كانَ
به درستى كه بود
لِسَبَإٍ
مر اولاد سبا بن يشحب بن يعرب بن قحطان را
فِي مَسْكَنِهِمْ
در مسكنهاى ايشان و حفص به صيغه مفرد خواند يعنى در مسكن ايشان
آيَةٌ
علامتى و دلالتى بر وجود صانع و قدرت كامله او در مختار آورده كه فرزندان سبا را در حوالى مآرب از ولايت يمن منزلى بود در ميان دو كوه از اعلى تا اسفل آن منزل هيجده فرسخ بود و مشرب ايشان در اعلاى وادى بود از چشمه در پايان كوه و گاه بودى كه فاضل آب از ولايت شجر عمان و هو ساحل البحر من عمان و عدن به آب ايشان ضم شدى و خرابى كردى از بلقيس كه واليه ولايت ايشان بود درخواست كردند تا سدّى بست در دهانه دو كوه تا آبهاى اصلى و زايد آنجا جمع شدى و سه ثقبه بر آن سد ترتيب كردند تا اوّل ثقبه اعلى بگشايد و آب به مزروعات خود برند و چون كمتر شود وسطى و به آخر سفلى و ايشان بر يمين و يسار منازل خود باغها داشتند مشتمل بر درختان ميوه‌دار كما قال اللّه تعالى
جَنَّتانِ
آيتى كه در مساكن اهل سبا گفته شد درو بوستان بود
عَنْ يَمِينٍ وَ شِمالٍ
از راست و چپ منازل ايشان اگرچه در هر طرف باغ بسيار بوده اما از تقارب اشجار همه به مثابه يك باغ مىنمود
كُلُوا
گفت پيغمبر مر ايشان را كه بخوريد
مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ
از روزى پروردگار خود كثرت ميوه ايشان به مثابه بود كه اگر كسى زنبيلى بر سر نهادى و به زير درختان بگذشتى آن زنبيل پرميوه شدى بىحركت دست پس پيغمبر ص گفت كه ازين نعمتها بخوريد
وَ اشْكُرُوا لَهُ
و شكر كنيد مر خداى را
بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ
اين شهرى كه خداى شما را در ان يا از ان روزى مىدهد شهرى پاكيزه است هواى تندرست و آبى شيرين و خاك پاك بيت
شهرى چو بهشت از نكوئى * چون باغ ارم به تازه‌روئى
در آنجا پشه و كيك و كژدم نبودى و شپش در جامها نيفتادى و هر غريبى كه آنجا رسيدى شپشها كه در جامهء وى بودى به مردى
وَ رَبٌّ غَفُورٌ
و پروردگار روزىدهنده و از شما شكرجوينده و آمرزنده است مر كسى را كه توبه كند از شرك
فَأَعْرَضُوا
پس ايشان روزى بگردانيدند از خود و شكرگزارى نه‌نمودند و در خبر است كه سيزده پيغمبر ص بديشان آمد همه را تكذيب كردند پيغمبر ص آخرين در زمان پادشاهى ذى الاغار بن جشيان بعد از رفع حضرت عيسى على نبينا و عليه السلام بديشان آمده و او را بسيار برنجانيدند حق سبحانه موشهاى دشتى در زيربند آب ايشان پديد آورده بفرمود تا بند را سوراخ كردند و نيم‌شب بوده كه همه در خواب بودند بند شكسته شد و سيل درآمده منازل و حدائق ايشان مغمور گشت و بسيارى مردم و چهارپايان هلاك شدند چنانچه فرمود چون اعراض كردند
فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ
پس فرستاديم بر ايشان
سَيْلَ الْعَرِمِ
سيل صعب و گفته‌اند عرم بند آبست يا نام وادى آب كه آب ازو آيد يا اسم موش دشتى كه بند را سوراخ كرد
وَ بَدَّلْناهُمْ
و بدل داديم ايشان را
بِجَنَّتَيْهِمْ
به باغهاى ايشان
جَنَّتَيْنِ
دو باغ
ذَواتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ
خداوند ميوهء تلخ
وَ أَثْلٍ
و شوره كزو چنين موضعى را جنت گفتن گفتن بطريق مشاكله است
وَ شَيْءٍ
و چيزى
مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ
از كنار اندك يعنى در ان شوره‌زارها اندك ميوه كنار داديم تا ياد كنند از ان ميوه‌هاى فوت شده
ذلِكَ
اين عذاب
جَزَيْناهُمْ
پاداش داديم ما ايشان را
بِما كَفَرُوا
بسبب آنكه كفران نعمت ورزيده برسل كافر شدند
هَلْ نُجازِي
و آيا عقاب كرده شود
إِلَّا الْكَفُورَ
مگر ناسپاسى را و حفص نجازى خواند فعل متكلم معلوم و كفور را منصوب سازد يعنى آيا پاداش مىدهيم ما مگر ناسپاسى جزاى عامست هر مؤمن و كافر را و مجازات خاصهء كفار است - آورده‌اند كه بقاياى سبا نزد پيغمبر ص خود آمده گفتند شناختيم پروردگار خود را پس ازين اگر نعمتى بما ارزانى فرمايد ناسپاسى نكنيم و عبادتى بجاى آورديم كه هيچ قوم نكرده باشند حق سبحانه ديگرباره درهاى نعمت بر ايشان گشود فرمود كه
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 956 | كتاب الله تبارك وتعالى / سيد محمد رضا جلالى نائين / شاه ولى الله محدث دهلوى / ملا حسين واعظ الكاشفى