وَ جَعَلْنا
و گردانيديم
بَيْنَهُمْ
ميان سبا
وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتِي
و ميان آن ديهها كه بكرم خود
بارَكْنا
بركت داديم
فِيها
در ان از ولايت شام چون فلسطين و اردن و اريحا و ايليا
قُرىً ظاهِرَةً
ديههاى معمور آشكارا متصل يكديگر در عين المعانى گويد از مآرب كه منزل اهل سبا بود تا شام چهار هزار و هفتصد ديه پديد آمد
وَ قَدَّرْنا
و تقدير كرديم
فِيهَا السَّيْرَ
در ان ديهها رفتن مردم را يا تقادير مراحل را بيان كرديم و گفتيم
سِيرُوا
برويد
فِيها
در آن ديهها
لَيالِيَ وَ أَيَّاماً
شبها و روزها
آمِنِينَ
امانيافتگان از دشمنان و سباع به جهت كثرت خلق يا از جوع و عطش بسبب آبادانى مواضع بقيه و سبا آغاز تجارت كرده از يمن بشام مىرفتند چاشت در ديهى بودند و شام در ديهى و توانگران را به درويشان حسد آمد كه ميان ما و ايشان هيچ فرقى نيست پياده و مفلس اين راه همچنان مىروند كه سواره و توانگر
فَقالُوا
پس گفتند اغنياى ايشان
رَبَّنا
اى پروردگار ما
باعِدْ
دورى افگن
بَيْنَ أَسْفارِنا
ميان منازل سفرهاى ما يعنى بيابانها پديد كن از منزلى تا منزلى تا مردم بىزاد و راحله سفر نكنند و نتوانند كرد -
وَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ
و ستم كردند بدين دعا بنفس خودها و ما آن ديهها را خراب كرديم
فَجَعَلْناهُمْ
پس بگردانيديم اهل سبا را
أَحادِيثَ
سخنان يعنى از ايشان بتعجب بازگويند كه از آبادانى به خرابى ميل كردند
وَ مَزَّقْناهُمْ
و پراگنده ساختيم ايشان را
كُلَّ مُمَزَّقٍ
همه پراگنده ساختنى با يكى از ايشان در مآرب نماند قبيله غسان از ايشان بشام رفت و قضاعه به مكه و اسد به بحرين و انمار بيثرب و جزام به تهامه و ازد بعمان و اين كلمه ضرب المثل شد كه ؟ ؟ ؟ يدى سبا
إِنَّ فِي ذلِكَ
به درستى كه در آنچه ذكر كرديم
لَآياتٍ
هر آئينه عبرتهاست
لِكُلِّ صَبَّارٍ
مر هر صبركننده را بر سختيها
شَكُورٍ
سپاس گوينده بر نعمتها در كشف الاسرار آورده كه اهل سبا در خوشحالى و فارغبالى مىگذرانيدند بسبب ناصبرى بر عاقبت و ناشكرى بر نعمت رسيد بر ايشان آنچه رسيد بيت روزگارى عاقبت شكرت نكردم لا جرم دستى كه در آغوش بود اكنون بدندان مىگزم
وَ لَقَدْ صَدَّقَ
و به درستى كه راست يافت
عَلَيْهِمْ
بر اهل سبا و اصح آنست كه بر همه كافران
إِبْلِيسُ ظَنَّهُ
ابليس گمان خود را يعنى گمان برده بود شيطان كه من بر بنىآدم بسبب شهوت و غضب كه در نهاد ايشان نهادهاند دست يابم و ايشان را گمراه كنم گمان او درباره اهل غوايت راست شد
فَاتَّبَعُوهُ
پس پيروى او كردند در شرك و معصيت
إِلَّا فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
مگر گروهى از مؤمنان كه مستثنىاند .