تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 954

مساهمون:

ص٩٥٤
وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ
و هر آئينه ما داديم داود را
مِنَّا
از نزديك ما
فَضْلًا
زيادتى بر سائر مردمان كه نبوت بوده يا زبور يا بادشاهى يا حسن خلق با رعيت يا توفيق عدل در حكم يا بخشايش بر عجزه و ضعفا يا حلاوت مناجات يا علم به‌آنكه جز بارگاه او ملجا و پناهى نيست و در عين المعانى آورده كه مراد صوت حسن است چه هرگاه كه داود عليه السلام بزبور خواندن مشغول گشتى سباع و وحوش از منازل خود بيرون آمده استماع آواز دلنواز او كردندى و طيور از نغمات جان‌فزايش مضطرب گشته خود را از هوا بر زمين افگندندى نظم
ز صوت دلكشش جان تازه گشتى * روان را ذوق بىاندازه گشتى سپهر چنگ پشت ارغنون ساز * از ان پرحال‌تر نشنوده آواز
و بعضى گفته‌اند كه فضل آنست كه بعد ازين مىگويد
يا جِبالُ أَوِّبِي
گفتيم ما كه اى كوهها بازگردانيد آوازهاى خود را
مَعَهُ
با داود بر وقت تسبيح او يعنى موافقت كنيد با وى يا سير كنيد با وى هرجا كه رود و هرگاه كه خواهد و اين معجزه داود عليه السلام بود كه هرگاه خواستى كوه با او روان شدى
وَ الطَّيْرَ
و مسخر كرديم وى را مرغان تا در وقت ذكر با وى موافقت نمودندى آورده‌اند كه چون داود عليه السلام تسبيح گفتى كوهها به صدا وى را مدد دادندى و مرغان بر زبر سر وى صف كشيده بالحان دلاويز امداد نمودندى و بسيار كس از مستمعان آن نغمات قالب از ارواح تهى كردندى بيت
چو گردد مطرب من نغمه‌پرداز * ز شوقش مرغ روح آيد به پرواز
روزى فرشته به زيارت داود عليه السلام آمد و گفت تو پيغمبر خدا و خليفه اويى اولى آن است كه طعام تو از كسب تو باشد داود از خدا پيشه طلبيد امر شد كه زره‌گرى كند و آن را بر وى آسان گردانيد چنانچه مىفرمايد
وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ
و نرم گردانيديم مر او را آهن بىآتش و مطرقه چنانچه آهن در دست او به مثابه موم نرم بودى و در وى هر تصرفى كه خواستى كردى و فرمان داديم
أَنِ اعْمَلْ
به‌آنكه بساز
سابِغاتٍ
زره‌هاى فراخ دامن گشاده
وَ قَدِّرْ
و اندازه نگهدار
فِي السَّرْدِ
در بافتن آن يعنى حلقه‌هاى مساوى در هم افگن تا وضع آن متناسب افتد در تيسير آورده كه هر روز زرهى تمام كردى و به شش هزار درهم فروختى چهار هزار تصدق كردى و دو هزار نفقه عيال ساختى و در لباب گفته كه چون وفات يافت شش هزار زره در خانه او بود
وَ اعْمَلُوا
و ديگر گفتيم اى داود تو با اهل خود عمل كنيد
صالِحاً
عمل شايسته يعنى خالص از اغراض
إِنِّي
به درستى كه من
بِما تَعْمَلُونَ
به‌آنچه شما كنيد
بَصِيرٌ
بيناام و لائق آن پاداش خواهيم داد
وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ
و مسخر كرده شده مر سليمان عليه السلام را باد
غُدُوُّها شَهْرٌ
رفتن او بامداد يك‌ماهه راه
وَ رَواحُها شَهْرٌ
و شبانگاه نيز مسيرت شهرى صباح از تدمر بيرون آمدى و قيلوله در اصطخر شيراز كردى و شب را بكابل رفتى و آنجا بيتوتت نمودى
أَسَلْنا
و جارى كرديم
لَهُ
براى او
عَيْنَ الْقِطْرِ
چشمه مس گداخته را تا از معدن بيرون آمدى چون آب روان و آن در موضعى بود از يمن بقرب صنعا و در ماهى سه روز سيلان كردى و از ان مس آنچه مىخواستند مىساختند
وَ مِنَ الْجِنِّ
و رام كرده شد مر او را از ديوان
مَنْ يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ
كسى كه كار كردى پيش او
بِإِذْنِ رَبِّهِ
بفرمان پروردگار او و مقرر كرديم
وَ مَنْ يَزِغْ مِنْهُمْ
هر كه بگردد و مائل شود از ديوان و سركشى كند
عَنْ أَمْرِنا
از فرمان ما و از طاعت سليمان
نُذِقْهُ
بچشانيم او را
مِنْ عَذابِ السَّعِيرِ
از عذاب آتش افروخته در عقبى و گويند در دنيا ملكى كه تازيانه از آتش در دست داشته مقرر شده بود كه موكل باشد بر ديوان هرگاه كه از فرمان سليمان ع ديوى بيرون رود آن تازيانه آتش برو زند و او را بسوزد .