تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 931

مساهمون:

ص٩٣١
وَ لَقَدْ كانُوا
و به درستى كه بودند بنى حارثه و بنى سلمه كه از روى انابت
عاهَدُوا اللَّهَ
عهد كردند به خداى تعالى
مِنْ قَبْلُ
پيش ازين يعنى در روز احد عهد كرده بودند كه هرگز
لا يُوَلُّونَ الْأَدْبارَ
پشت‌ها برنگردانند در كارزارها
وَ كانَ عَهْدُ اللَّهِ
و هست عهد خداى تعالى
مَسْؤُلًا
پرسيده شده يعنى سؤال خواهند كرد از ان و بر نقض آن و وفا بدان جزا خواهند داد
قُلْ
بگو اى محمد ص كه هيچ رو
لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْفِرارُ
سود ندارد شما را گريختن ،
إِنْ فَرَرْتُمْ
اگر بگريزيد
مِنَ الْمَوْتِ
از مرگ
أَوِ الْقَتْلِ
يا از كشتن چه لا بد است هر شخصى را از موت يا قتل در وقت معيّن كه حكم قضا بدان نافذ گردد
وَ إِذاً
و آن هنگام كه بگريزيد يعنى مثلا اگر فرار نفع كند و مهم شما در تاخير افتد
لا تُمَتَّعُونَ
برخوردارى نخواهيد شد
إِلَّا قَلِيلًا
مگر زمانى اندك چه آخر شربت فنا نوشيدنى است و خرقه فوات پوشيدنى بيت
كه مىنهد قدم اندر سراى كون و فساد * كه باز روى به راه عدم نمىآرد
قُلْ
بگو اى محمد ص
مَنْ ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُمْ
كيست آنكه نگاه دارد شما را
مِنَ اللَّهِ
از عذاب خداى تعالى
إِنْ أَرادَ بِكُمْ سُوءاً
اگر خواهد خداى بشما بدى و هزيمتى
أَوْ أَرادَ بِكُمْ رَحْمَةً
يا خواهد بشما نعمتى و نصرتى آن كيست كه منع كند آن را
وَ لا يَجِدُونَ لَهُمْ
و نمىيابند مردمان براى خويش
مِنْ دُونِ اللَّهِ
بجز خداى
وَلِيًّا
دوستى كه نفع رساند
وَ لا نَصِيراً
و نه يارى كه ضرر بازدارد و در زاد المسير آورده كه مردى از لشكرگاه حضرت رسالت‌پناه عليه افضل الصلاة و اكمل التحيات به مدينه رفت برادر اعيان خود را ديد اسباب طرب آماده ساخته و نبيند و نقل پيش خود نهاده گفت اى برادر تو اينجا در طرب گذرانى و حضرت پيغمبر عليه الصلاة و السلام در ميان نيزه و شمشير جولان مىكند برادرش جواب داد كه تو بيا و بنشين كه ترا و اصحاب ترا بلا فروگرفته است و محمد ص هرگز ازين ورطه به سلامت بيرون نيايد آن مرد بيرون آمد و گفت بروم و آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم را از مقالات تو خبر كنم چون به نزديك حضرت ص رسيد جبرئيل بر وى پيشى گرفته اين آيت آورده بود كه
قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ
به درستى كه مىداند خداى تعالى
الْمُعَوِّقِينَ
بازدارندگان از نصرت رسول را
مِنْكُمْ
از گروه شما
وَ الْقائِلِينَ لِإِخْوانِهِمْ
و گويندگان مر برادر خود را كه
هَلُمَّ إِلَيْنا
بيائيد بسوى ما و گفته‌اند منافقان مسلمانان را تخويف مىكردند يا ابو سفيان يا يهود منافقان را مىگفتند خود را در معرض تلف ميفگنيد و از يارى محمد بگذريد منافقان سخن يهود را بقبول متلقى شده از جنگ پهلو تهى مىكردند چنانچه مىفرمايد
وَ لا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِيلًا
و نمىآيند منافقان به كارزار مگر آمدن اندك يا كارزار قليل از روى ريا و سمعه .