لِيَجْزِيَ اللَّهُ
تا جزاى دهد خداى تعالى
الصَّادِقِينَ
راستگويان يعنى وفاكنندگان را
بِصِدْقِهِمْ
به راستى ايشان يعنى به وفاى ايشان
وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقِينَ
و تا عذاب كند منافقان را
إِنْ شاءَ
اگر خواهد كه بر نفاق بميرند
أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ
يا بازگردد بتوفيق توبه بر ايشان يعنى ايشان را توفيق توبه دهد
إِنَّ اللَّهَ كانَ
به درستى كه خداى هست
غَفُوراً
آمرزنده آن را كه توبه كند
رَحِيماً
مهربان بر كسى كه بر توبه بميرد در اخبار آمده است كه احزاب بيست روز يا بيست و هفت روز بر ظاهر مدينه توقف كردند و روزها بر كنار خندق آمدندى و از جانبين جنگ تير و سنگ شدى و شبها عزم شبخون كردندى حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم سوار شده با جمعى از صحابه رض بدفع آن اشتغال نمودى روزى عمرو بن عبد ود كه شجاع عرب بوده او را با هزار مرد مقابله كردندى با چهار تن ديگر از دليران لشكر كفار خندق را عبور كرد پيش آمدند مبارز طلبيدند عمرو بر دست مرتضى على كرم اللّه وجهه كشته شد و نوفل را مسلمانان سنگسار مىكردند مرتضى على كرم اللّه وجهه از ميانش به دونيم كرد دل كافران شكسته شد و حضرت رسول صلى اللّه عليه و سلّم روز دوشنبه و سهشنبه و چهارشنبه در مسجد دعاء فتح بر احزاب كرد و روز چهارشنبه ميان نماز پيشين و نماز ديگر اثر فتح ظاهر شد حق سبحانه باد صبا را به مددكارى فرستاد بيت
باد صبا ببست ميان نصرت ترا * ديدى چراغ را كه كند باد ياورى
صبا زلزله در آن لشكر افگند و آتشهاى ايشان را كشتن گرفت و ملائكه فرود آمده طنابهاى خيمه ايشان را مىبريدند و ميخها مىكندند ايشان درمانده روى به هزيمت نهادند و بىدغدغه قتال بمفاتيح يمن و اقبال ابواب فتح و نصرت گشاده گشت بيت بىدردسر نيزه و آمد شد شمشير * آن فتح كه مفتاح امان بود برآمد
وَ رَدَّ اللَّهُ
و بازگردانيد خداى تعالى از مدينه
الَّذِينَ كَفَرُوا
آنان را كه نگرويدند بوى يعنى احزاب
بِغَيْظِهِمْ
با خشم ايشان يعنى خشمناك برفتند
لَمْ يَنالُوا خَيْراً
نيافتند غنيمتى و نصرتى
وَ كَفَى اللَّهُ
و كفايت كرد خداى تعالى
الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ
مؤمنان را از جنگ كردن بسبب باد صبا و ملائكه
وَ كانَ اللَّهُ قَوِيًّا
و هست خداى تعالى توانا بر احداث هر چه خواهد
عَزِيزاً
غالب بر همه اشياء بعد از فرار كفار حكم شد كه بحرب بنى قريظه روند كه عهد شكسته مددگارى احزاب نموده بودند لشكر اسلام ايشان را پانزده شبانهروز محاصره كردند و كار بر ايشان تنگ شد بر حكم سعد بن معاذ كه امير لشكر بود فرود آمدند و سعد رض حكم فرمود كه مردان ايشان را بكشند و زنان و كودكان ايشان را برده گيرند و اموال ايشان بر مؤمنان قسمت كنند حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم فرمود كه حكمى كردى كه خداى تعالى از بالاى هفت آسمان همان حكم كرده بود و حق سبحانه ازين واقعه خبر مىدهد
وَ أَنْزَلَ الَّذِينَ ظاهَرُوهُمْ
و فرود آورد خداى تعالى آنان را كه يارى دادند احزاب را و هم پشت ايشان گشتند
مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ
از اهل توريت يعنى يهود قريظه را
مِنْ صَياصِيهِمْ
از قلعههاى ايشان
وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ
و افگند در دلهاى ايشان ترس از پيغمبر ص و لشكر او
فَرِيقاً تَقْتُلُونَ
گروهى را مىكشيد تا نه صد تن از ايشان يا هفتصد تن بكشتند
وَ تَأْسِرُونَ فَرِيقاً
و برده و اسير مىگيريد گروهى را يعنى زنان و فرزندان ايشان را .