وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ
و گردانيديم از بنى اسرائيل
أَئِمَّةً يَهْدُونَ
پيشوايان كه خلق را راه نمودند به احكام توريت
بِأَمْرِنا
بفرمان ما
لَمَّا صَبَرُوا
آن هنگام كه صبر كردند بر ايمان يا بر شدائد قوم يا بر ارتكاب طاعات يا از مناهى
وَ كانُوا بِآياتِنا
و بودند كه به آيتهاى ما يعنى علاماتى كه بموسى عليه السلام داده بوديم
يُوقِنُونَ
بىگمان بودند
إِنَّ رَبَّكَ
به درستى كه آفريدگار تو
هُوَ يَفْصِلُ
او حكم كند
بَيْنَهُمْ
ميان مردمان
يَوْمَ الْقِيامَةِ
روز رستخيز
فِيما كانُوا فِيهِ
در ان چيز كه بودند كه در ان
يَخْتَلِفُونَ
اختلاف مىكردند از امر دين پس حكم الهى جدا كند محق را از مبطل و هر يكى را مناسب حال او جزا دهد
أَ وَ لَمْ يَهْدِ لَهُمْ
آيا راه ننمود و بيان نكرد براى اهل مكه از عقوبتها كه به مكذّبان رسيده
كَمْ أَهْلَكْنا
چند هلاك كرديم
مِنْ قَبْلِهِمْ
پيش از ايشان
مِنَ الْقُرُونِ
از اهل قرنها چون قوم عاد و ثمود
يَمْشُونَ
مىروند اينها يعنى اهل مكّه
فِي مَساكِنِهِمْ
در مسكنهاى ايشان و بران مىگذرند در سفرهاى خود
إِنَّ فِي ذلِكَ
به درستى كه درين اهلاك ما قرون ماضيه را
لَآياتٍ
هر آئينه عبرتهاست مر امم آينده را
أَ فَلا يَسْمَعُونَ
آيا پس نمىشنوند يعنى به گوش فهم استماع نمىكنند
أَ وَ لَمْ يَرَوْا
آيا نمىبينند و نمىدانند
أَنَّا نَسُوقُ الْماءَ
آن را كه ما آب مىرانيم يعنى باران و سيل مىفرستيم
إِلَى الْأَرْضِ الْجُرُزِ
بر زمين خالى از گياه و گفتهاند اسم موضعيست در ولايت يمن كه آب جويها بدان نمىرسد حق سبحانه فرمود كه ما آب را بدان زمين خشك مىرسانيم
فَنُخْرِجُ بِهِ
پس بيرون مىآوريم به آن آب
زَرْعاً
كشتزارى و گفتهاند مراد غلات و اشجارست
تَأْكُلُ مِنْهُ
مىخورند از ان زرع
أَنْعامُهُمْ
چهارپايان ايشان كاه و برگ درخت
وَ أَنْفُسُهُمْ
و مىخورند ايشان دانه و ميوه
أَ فَلا يُبْصِرُونَ
آيا پس نمىبينند اثر اين قدرت را تا استدلال كنند بر كمال قدرت حق و دانند كه آنكه قادرست بر انبات زرع از زمين خشك قدرت دارد بر احياى مردم بعد از موت
وَ يَقُولُونَ
و مىگويند كفّار مكه
مَتى هذَا الْفَتْحُ
كى باشد اين فتح كه مؤمنان گويند ان اللّه سيفتح لنا على المشركين يعنى كافران از روى استعجال با صحابه رضى اللّه عنهم گفتند كه اين فتح كه وعده دادهايد كى خواهد بود زود بنمائيد بما
إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
اگر هستيد راستگويان در وعدهء خود .