تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 923

مساهمون:

ص٩٢٣
تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ
دور مىشود پهلوهاى ايشان از خوابگاه‌ها
يَدْعُونَ رَبَّهُمْ
مىخوانند پروردگار خود را
خَوْفاً
از بيم خشم او
وَ طَمَعاً
و به اميد خوشنودى او ابو الدرداء رضى اللّه عنه گفته كه آيت در شان جمعى است كه نماز عشا و صبح را به جماعت گزارند و گفته‌اند در شان متهجدان و شب‌خيزان است كه چون پردهء شب فروگذارند و جهانيان سر ببالين غفلت نهند ايشان پهلو از بستر گرم و فراش نرم تهى كرده بر قدم نياز بايستند و در شب دراز را ز با حضرت بىنياز گويند از سهيل يمنى يعنى اويس قرونى منقول است كه در شبى مىگفت كه هذه ليلة الركوع و به يك ركوع تمام شب بسر مىبرد و در شب ديگر مىفرمود هذه ليلة السجود و به يك سجده بصبح مىرسانيد گفتند اى اويس چون طاقت طاعت دارى كه شبها بدين درازى بر يك حال مىگذارى گفت كجا است شب دراز كاشكى از ازل و ابد يك شب بودى تا به يك سجده به آخر بردمى و در ان سجده ناله‌هاى زار و گريه‌اى بيشمار كردمى بيت
به نيم‌شب كه همه مست خواب خوش باشند * من و خيال تو و ناله‌هاى دردآلود
وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ
و از آنچه عطا كرديم ايشان را
يُنْفِقُونَ
نفقه مىكنند در وجوه خير يعنى به شب بدرگاه ما داد گدائى ، و روز در راه ما داد گدايان مىدهند
فَلا تَعْلَمُ
پس نمىداند
نَفْسٌ
هيچ نفسى نه ملك مقرب و نه نبى مرسل
ما أُخْفِيَ
آنچه پنهان داشته شده است
لَهُمْ
از براى ايشان يعنى براى پهلو تهىكنندگان از مضاجع
مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ
از روشنى چشمها يعنى چيزى كه بدان چشمها روشن گردد و در حديث قدسى آمده كه اعددت لعبادى الصالحين ما لا عين رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر محققان برآنند كه انسب آنست كه از ان نعمت مخفى سخن نگويند فلا تعلم نفس و لا خطر على قلب بشر آيت و حديث دو گواهند بر ان كه دعواى دريافت آن لائق نيست و ايشان جزا داده شوند
جَزاءً
جزا دادنى
بِما كانُوا
بسبب آنچه بودند كه باخلاص نيت و صدق طويّت
يَعْمَلُونَ
عمل مىكردند بزرگى فرموده كه چون عمل پنهانى كردند جزا نيز پنهانى است تا چنانچه كسى بر طاعت ايشان مطلع نشد كسى نيز به مكافات ايشان پى نبرد نظم
روز كه روم همره جانان بچمن * نى لاله و گل بينم و نى سرو سمن رازى كه ميان من و او گفته شود * من دانم و او داند او داند
و من آورده‌اند كه وليد بن عقبه با شير بيشه مردمى در مقام مفاخرت آمده گفت اى على سنان من از سنان تو سخت‌ترست و زبان من از زبان تو نيز تيزتر على رضى اللّه عنه فرمود كه خاموش باش اى فاسق ترا با من چه زهرهء مساوات و چه ياراى مجادلات حق سبحانه و تعالى تصديق امير المؤمنين على كرم اللّه وجهه را آيت فرستاد
أَ فَمَنْ كانَ
آيا آن كس كه هست
مُؤْمِناً
گرويده به خداى و رسول يعنى على باشد
كَمَنْ كانَ فاسِقاً
مانند كسى كه هست بيرون رفته از دائره فرمان چون وليد
لا يَسْتَوُونَ
برابر نيستند در شرف و رتبت يا در جزا و مثوبت
أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا
اما آنان كه گرويده‌اند
وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
و عمل كرده‌اند صالح
فَلَهُمْ
پس مر ايشان راست
جَنَّاتُ الْمَأْوى
بوستانها كه ما واى حقيقى است و گفته‌اند جنةالماوى بهشت است بر يمين عرش و خداى به مؤمنان دهد آن را
نُزُلًا
در حالتى كه پيشكش باشد يعنى ماحضرى كه براى مهمان آرند و نعم كلّيّه پس از دخول بهشت بديشان ارزانى دارد
بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
بسبب آنچه بودند كه عمل مىكردند عملى كه بدان مستحق اين كرامت گشتند .