وَ مَنْ كَفَرَ
و هر كه نگرود و چنگ در عروه وثقى نزند
فَلا يَحْزُنْكَ
پس بايد كه اندوهگين نسازد ترا
كُفْرُهُ
ناگرويدن او
إِلَيْنا
بسوى ما است
مَرْجِعُهُمْ
بازگشت ايشان
فَنُنَبِّئُهُمْ
پس بياگاهانيم ايشان را
بِما عَمِلُوا
بهآنچه كردهاند و تنبيه به عقوبت خواهد بود
إِنَّ اللَّهَ
به درستى كه خداى تعالى
عَلِيمٌ
دانا است
بِذاتِ الصُّدُورِ
بهآنچه در سينهاى شما است از خير و شر
نُمَتِّعُهُمْ
برخوردارى دهيم ايشان را بنعمت و سرور
قَلِيلًا
زمانى اندك كه زود انقطاع يابد
ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ
پس بياريم ايشان را بيچارگى يعنى ناچار بيايند
إِلى عَذابٍ غَلِيظٍ
بسوى عذابى سخت و گران كه هرگز سبك نشود بلكه در غلظت ترقى يابد
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ
و اگر بپرسى مر كافران را
مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
كه بيافريد آسمانها و زمين را
لَيَقُولُنَّ اللَّهُ
هر آئينه گويند معبود به حق و آفريننده مطلق چه دلائل مانع از اسناد آفرينش به غير او بسيار روشن است
قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ
بگو اى محمد ص سپاس مر خداى را عزّ و جلّ كه اعتراف مىكنند بهآنچه موجب بطلان اعتقاد ايشان است
بَلْ أَكْثَرُهُمْ
بلكه بيشتر ايشان
لا يَعْلَمُونَ
نمىدانند كه به اين اقرار ملزم مىشوند
لِلَّهِ
مر خداى راست
ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
آنچه در آسمانها و زمين است يعنى همه مخلوق وىاند پس در آسمان و زمين جز وى مستحق عبادت نبود
إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ
به درستى كه خداى تعالى اوست بىنياز بذات خود پيش از خلق اشياء
الْحَمِيدُ
ستوده صفات خود قبل از نطق احيا يا غنى است از ستايش ستايشكنندگان و ستوده است بىستايش ايشان بيت
اى غنى در ذات خود از ما سواى خويشتن * خود تو مىگوئى به خود حمد و ثناى خويشتن
در أواخر سورة الكهف گذشت كه جهودان اعتراض كردند بر قرآن كه جاى مىگويد در قرآن كه شما را به حكمت چيزى بسيار داديم و جائى مىگويد كه
وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا *
و اين آيت آمد كه
قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً
الآية درين سوره نيز براى تاكيد اين خبر مىفرمايد كه
وَ لَوْ أَنَّ
و اگر بودى
ما فِي الْأَرْضِ
آنچه در زمين
مِنْ شَجَرَةٍ
از درختان
أَقْلامٌ
قلمها
وَ الْبَحْرُ
و درياى محيط با سعت خود مداد شدى
يَمُدُّهُ
مدد دادى بحر محيط را
مِنْ بَعْدِهِ
پس از فناى آب او
سَبْعَةُ أَبْحُرٍ
هفت درياى ديگر مانند او و بدان قلمها و بدان آبها مداد شده كتابت كردندى
ما نَفِدَتْ
بسر نرسيدى و به پايان نيامدى
كَلِماتُ اللَّهِ
علم الهى و عجائب صنع بادشاهى يا اسامى آنچه آفريده در دنيا و خواهد آفريد در عقبى يا حكم و فرمان او يا نعمتى كه در دارين بر بندگان اضافه مىكند جهت آنكه قلم و مداد متناهى است و آنچه مذكور شد نامتناهى است
إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ
به درستى كه خداى تعالى غالب است در حكم و فرمان بىنهايت
حَكِيمٌ
دانا است كه هيچ چيز از علم و حكمت او خارج نيست .