تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 915

مساهمون:

ص٩١٥
أَ لَمْ تَرَوْا
آيا نمىبينيد اى مردمان
أَنَّ اللَّهَ
آن را كه خداى تعالى
سَخَّرَ لَكُمْ
رام ساخت براى نفع شما
ما فِي السَّماواتِ
آنچه در آسمانها است از آفتاب و ماه و ستاره تا از روشنى ايشان بهره‌مند شويد و ستارگان تا بديشان راه بريد
وَ ما فِي الْأَرْضِ
و آنچه در زمينست از كوه و بيابان و درياها و حيوانات و نباتات و معادن تا از ان انتفاع گيريد
وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ
و تمام كرد بر شما
نِعَمَهُ ظاهِرَةً
نعمتى آشكارا
وَ باطِنَةً
و پوشيده خود را يعنى آنچه مىشناسيد يا نعمت محسوسه و معقوله و حفص نعمه بجمع مىخواند و در نعمت ظاهر و باطن علماء را درين آيت سخن بسيارست صاحب تيسير آورده كه در كتاب بحر العلوم نعمت سى صد تفسير كرده و آنچه مشهورست نعمت ظاهر حضرت رسالت‌پناه است صلى اللّه عليه و آله و سلّم و باطنه امداد ملائكه و بقولى نعمت ظاهره و باطنه حسن اخلاق و نيكوئى خلق است يا اقرار و تصديق يا نطق و عقل يا وجود نعمت و شهود منعم يا تسويه اعضا و و معرفت ملك اعلا يا حفظ قرآن و فهم آن يا نهار و ليل يا صلاة و صوم يا ذكر لسان و فكر جنان و صحت اديان يا بصر و بصيرت يا جذب منافع و دفع مضار يا نماى اموال و صفاى احوال يا نبوّت و ولايت شيخ جمال الدين ساجى قدس سره فرموده كه فخر الاولياء يونس سجاوندى رح گفته نعمت ظاهر انصاف گدايان دادن است بروز و نعمت باطن انصاف گدائى دادن است به شب و باقى وجوه علماء و عرفا در جواهر التفسير مثبت است و مذكور و اللّه الموفق و الى اللّه ترجع الامور بيت
كوششى كن در سوى آن بحر و بر * كاندر ان يا بى صدفها پرگهر
وَ مِنَ النَّاسِ
و از مردمان
مَنْ يُجادِلُ
كسى است كه جدال مىكند و خصومت مىورزد
فِي اللَّهِ
در كتاب خداى تعالى يعنى نضر بن حارث كه مىگفت افسانه پيشينيان است و در عين المعانى آورده كه يهودى از حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم پرسيد كه خداى تو از چه چيزست فى الحال او را صاعقه گرفت و اين آيت فرود آمد كه از مردمان كسى بود كه مجادله كند در ذات حق
بِغَيْرِ عِلْمٍ
بىدانشى
وَ لا هُدىً
و بىبيانى از نزديك خدا
وَ لا كِتابٍ مُنِيرٍ
و بىكتابى روشن بلكه بمحض تقليد چنانچه فرمود كه
وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ
و چون گويند مر ايشان را بصدق
اتَّبِعُوا
پيروى كنيد
ما أَنْزَلَ اللَّهُ
آن چيزى را كه فرستاده است خداى يعنى قرآن و بدان بگرويد
قالُوا
گويند
بَلْ نَتَّبِعُ
نمىگرويم و متابعت نمىكنيم آن را بلكه پيروى مىكنيم
ما وَجَدْنا عَلَيْهِ
آن چيزى را كه يافتيم بر آن
آباءَنا
پدران خود را يعنى سلوك بر طريق آبا مىكنيم
أَ وَ لَوْ كانَ الشَّيْطانُ
آيا اگر هست شيطان كه بوساوس و هواجس
يَدْعُوهُمْ
بخواند ايشان را
إِلى عَذابِ السَّعِيرِ
بسوى عذاب دوزخ ايشان همچنان پيروى كنند او را و از تقليد در نگذرند
وَ مَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ
و هر كه خالص سازد دين يا عمل خود را يا باخلاص توجه كند
إِلَى اللَّهِ
بسوى خداى
وَ هُوَ مُحْسِنٌ
و حال آنكه او نيكوكار باشد يعنى موحد
فَقَدِ اسْتَمْسَكَ
پس هر آئينه بتحقيق دست زده باشد
بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى
آويزى محكم كه كلمه شهادت است يا اسلام يا قرآن و گفته‌اند الحب فى اللّه و البغض فى اللّه و اشهر رعايت طريقه سنت و جماعت است
وَ إِلَى اللَّهِ
و بسوى حضرت خداوندست
عاقِبَةُ الْأُمُورِ
بازگشت همه كارها يعنى اهل امور كه خلائق‌اند بازگشت ايشان بوى خواهد بود .