تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 913

مساهمون:

ص٩١٣
وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ
و ياد كن چون گفت لقمان
لِابْنِهِ
مر پسر خود نعم را و گفته‌اند نام او ماثان يا ساران يا اشكم يا مشكور بوده
وَ هُوَ يَعِظُهُ
و لقمان پند مىداد او را و مىگفت
يا بُنَيَّ
اى پسرك من تصغير شفقت و مرحمت است
لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ
شرك ميار به خداى
إِنَّ الشِّرْكَ
به درستى كه شرك آوردن به خداى
لَظُلْمٌ عَظِيمٌ
هر آئينه ستم بزرگ است چه تسويه مىكند مخلوق را با خالق
وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ
و وصيت كرديم آدمى را و فرموديم
بِوالِدَيْهِ
به نيكوئى پدر و مادر او و از موجبات نيكوئى يكى آنست كه
حَمَلَتْهُ
برداشت فرزند را
أُمُّهُ
مادر او چند وقت و سست مىشد در حمل
وَهْناً
سست شدنى در آن
عَلى وَهْنٍ
بر سست شدنى يعنى ضعفى بالاى ضعفى
وَ فِصالُهُ
و بازكردن او از شير
فِي عامَيْنِ
درگذشتن دو سال و درين مدّت او را شير داده و ديگر او را وصيت كرديم يعنى آدمى را
أَنِ اشْكُرْ لِي
به‌آنكه شكرگوئى مرا
وَ لِوالِدَيْكَ
و بر پدر و مادر خود را
إِلَيَّ الْمَصِيرُ
بسوى حكم منست بازگشت آدميان و بر شكر و ترك ايشان را جزا خواهم داد
وَ إِنْ جاهَداكَ
و اگر كوشش كنند پدر و مادر تو
عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِي
به‌آنكه شرك آرى به من و شريك گيرى
ما لَيْسَ لَكَ
آن چيزى را كه نيست ترا
بِهِ عِلْمٌ
باستحقاق شركت او دانشى
فَلا تُطِعْهُما
پس فرمان مبر ايشان را
وَ صاحِبْهُما
و مصاحبت كن به ايشان
فِي الدُّنْيا
در زندگانى دنيا
مَعْرُوفاً
مصاحبتى نيكو چنانچه پسنديده شرع باشد و مقتضاى كرم بود
وَ اتَّبِعْ
و پيروى كن در دين
سَبِيلَ مَنْ أَنابَ
راه كسى را كه بازگشته است
إِلَيَّ
به من بتوحيد و اخلاص كه آن محمد ص است صلى اللّه عليه و آله و سلّم يا صديق اكبر رضى اللّه عنه
ثُمَّ إِلَيَّ
پس بسوى مجازات منست
مَرْجِعُكُمْ
بازگشت شما
فَأُنَبِّئُكُمْ
پس آگاهى خواهيم داد شما را
بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
به‌آنچه هستيد كه مىكنيد از خير و شر نزول اين آيت در شان سعد بن ابى وقاص رضى اللّه عنه است چنانچه در سوره عنكبوت گذشت و ذكر اين وصيت در اثناى قصّه لقمان بمناسبت نهيست از شرك آورده‌اند كه مادر سعد سه روز آب و نان نخورد تا دهن وى را به چوب بشگافتند و آب در ان ريختند و سعد مىگفت كه فرضا اگر او را هفتاد روح باشد و يك يك ازو قبض كنند يعنى هفتاد بار بميرد من از دين اسلام برنمىگردم پس ديگر بار از وصيت لقمان خبر مىدهد كه گفت فرزند خود را .