وَ إِذا مَسَّ النَّاسَ
و چون برسد آدميان را يعنى مشركان را
ضُرٌّ
سختى يا بيمارى يا فقر و گفتهاند عام است مر همه آدميان را كه چون به شدّتى درمانند
دَعَوْا
بخوانند به زارى
رَبَّهُمْ
پروردگار خود را
مُنِيبِينَ إِلَيْهِ
بازگشتگان بسوى حق
ثُمَّ إِذا أَذاقَهُمْ
پس چون بچشاند يعنى بدهد ايشان را خداى
مِنْهُ
از نزديك خود
رَحْمَةً
آسانى يا صحت يا توانگرى و از ان شدّت باز رهند
إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ
ناگاه گروهى از ايشان
بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ
به پروردگار خود شرك آورند يعنى در مقابله نجات از بلا چنين عمل كنند
لِيَكْفُرُوا
تا كافر شوند
بِما آتَيْناهُمْ
بهآنچه عطا كرديم ايشان را
فَتَمَتَّعُوا
امر تهديد است يعنى اى كافران برخوريد دو سه روز از نعمتهاى دنيوى
فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ
پس زود باشد كه بدانيد سر انجام كار خود را كه عقوبت اخروى باشد
أَمْ أَنْزَلْنا
آيا فرستاديم ما
عَلَيْهِمْ
بر كافران
سُلْطاناً
كتابى و حجتى يا رسولى ذى سلطان يا فرشته كه با او برهانى باشد
فَهُوَ
پس آن رسول يا ملك
يَتَكَلَّمُ
سخن گويد يا آن كتاب تكلم كند يعنى دلالت داشته باشد
بِما كانُوا بِهِ يُشْرِكُونَ
به آن چيزى كه هستند كه به آن شرك مىآرند يعنى دليل بود بر اشراك ايشان
وَ إِذا أَذَقْنَا النَّاسَ
و چون بچشانيم مشركان را
رَحْمَةً
نعمتى از صحت وسعت و مانند آن ،
فَرِحُوا
شادمان شوند
بِها
به آن نعمت
وَ إِنْ تُصِبْهُمْ
و اگر برسد بديشان
سَيِّئَةٌ
زحمتى از مرض و قحط و امثال آن
بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ
بسبب آنچه از پيش فرستاده دستهاى ايشان يعنى چون بلائى برسد بشامت كردارهاى بد كه كردهاند
إِذا هُمْ يَقْنَطُونَ
ناگاه ايشان نااميد مىشوند و جزع مىكنند يعنى نه شكر مىگذارند در نعمت نه صبر دارند بر محنت
أَ وَ لَمْ يَرَوْا
آيا ندانستند
أَنَّ اللَّهَ
به درستى كه خداى
يَبْسُطُ الرِّزْقَ
گشاده مىگرداند روزى را
لِمَنْ يَشاءُ
براى هر كه مىخواهد
وَ يَقْدِرُ
و تنگ مىسازد بر هر كه مىخواهد
إِنَّ فِي ذلِكَ
به درستى كه درين بسط و قبض
لَآياتٍ
هر آئينه دلائل عبرت است
لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
براى گروهى كه تصديق كنند حكم الهى را در قبض و بسط و شكر گويند در سراء و صبر كنند در ضراء كه بناى كار مؤمن و اساس امان او برين دو صفت است .