بَلِ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا
بلكه پيروى مىكنند آنان كه ستم كردند بر خود بشرك
أَهْواءَهُمْ
آرزوهاى نفس خود را
بِغَيْرِ عِلْمٍ
به بىدانشى
فَمَنْ يَهْدِي
پس كيست كه راه نمايد
مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ
آن را كه فروگذاشت خداى كه بسبب خذلان او گمراه شد
وَ ما لَهُمْ
و نيست مشركان گمراه را
مِنْ ناصِرِينَ
هيچ يارى و هوادارى از ياران و هواداران كه از عذاب دوزخ ايشان را خلاصى دهند
فَأَقِمْ وَجْهَكَ
پس راست داراى محمد ص روى خود را
لِلدِّينِ
براى عبادت خداى تعالى يا خالص گردان عمل خويش را
حَنِيفاً
در حالتى كه مائل باشى از همه دينها بدين اسلام و امت خود را بگو كه بدين وجه اقامت كنند و پيروى كنند همه
فِطْرَتَ اللَّهِ
دين خداى تعالى را
الَّتِي
آن فطرتى را كه به حكمت
فَطَرَ النَّاسَ
بيافريد مردمان را
عَلَيْها
بر آن و گويند مراد از فطرت شناختن صانع است و آن در روز الست همه آدميان را حاصل شد پس مىفرمايد كه ملازم آن عهد باشيد كه بر ان مفطور شدهايد
لا تَبْدِيلَ
نهى است در صورت نفى يعنى تبديل مدهيد
لِخَلْقِ اللَّهِ
مر خلق خداى را يعنى دينى را كه خداى تعالى خلق را بدان آفريده و ميثاق از ايشان فراگرفت
ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ
ان است كيش راست و دين مستقيم
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ
و ليكن بيشتر مردمان
لا يَعْلَمُونَ
نمىدانند استقامت دين را بسبب اعوجاج طبع و عدم تدبّر
مُنِيبِينَ
حال است از ضمير اقم يعنى اى محمد ص روى بدين آر با امت خود در حالتى كه بازگردانندگانيد
إِلَيْهِ
بسوى حق از غير او شيخ ابو سعيد خراز قدس سره فرموده كه انابت رجوع است از خلق به حق و منيب آن را گويند كه او را جز حق سبحانه مرجعى نباشد بيت
تو مرجعى همه را من رجوع با كه كنم * گرم تو در نپذيرى كجا روم چكنم
وَ اتَّقُوهُ
و بترسيد ازو
وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ
و بهپاى داريد نماز را
وَ لا تَكُونُوا
و مباشيد
مِنَ الْمُشْرِكِينَ
از شركآرندگان به ترك نماز متعمدا خطاب با امت است و در تيسير از شيخ محمد ص بن اسلم طوسى قدس سره نقل مىكند كه حديثى به من رسيده كه هر چه از من روايت كند عرض كنيد آن را بر كتاب خداى اگر موافق بود از من باشد پس من اين حديث را كه من ترك الصلاة متعمدا فقد كفر خواستم كه بآيتى از قرآن موافقت پيدا كنم سى سال تامل كردم تا اين آيت يافتم كه و اقيموا الصلاة و لا تكونوا من المشركين
مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا
و مباشيد از آنان كه جدا كردند و پراگنده ساختند
دِينَهُمْ
دين خود را
وَ كانُوا شِيَعاً
و گشتند گروه گروه مراد مشركانند كه اسلام را گذاشته يكى بت پرستيدند و يكى ملك و يكى ستاره يا يهود و نصارى كه هر يك چندين فرقه شدند يا خوارج و روافض كه ابو امامه را رضى اللّه عنه ، در ان باب خبر مرفوع است يا اهل بدعت
كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ
هر گروهى بهآنچه نزديك ايشان است از دين
فَرِحُونَ
شادمانند و گمان ايشان آنكه حق به ايشان است نظم هر كسى را درخور مقدار خويش هست نوع خوشدلى در كار خويش مىكند اثبات خويش و نفى غير * چه امام صومعه چه پير دير .