تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 901

مساهمون:

ص٩٠١
وَ مِنْ آياتِهِ
و از نشانهاى توانائى او
أَنْ تَقُومَ السَّماءُ
آنست كه مىايستد آسمان بىستون
وَ الْأَرْضُ
و زمين به روى آب
بِأَمْرِهِ
بفرمان او يعنى نگهداشت او مر ايشان را
ثُمَّ إِذا دَعاكُمْ
پس چون بخواند شما را اسرافيل عليه السلام بنفخه اخير -
دَعْوَةً
خواندنى بدين نوع كه يا ايتها الموتى اخرجوا اى مردگان بيرون آئيد
مِنَ الْأَرْضِ
از زمين
إِذا أَنْتُمْ
ناگاه شما
تَخْرُجُونَ
بيرون آئيد از قبرهاى خود و خروج خلق از قبور نيز يكى از آيات اوست
وَ لَهُ
و مر او راست
مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
هر كه در آسمانها و زمينهاست يعنى همه مخلوق و مملوك و مربوب وىاند
كُلٌّ لَهُ
همه مر او را
قانِتُونَ
فرمان‌بردارانند در موت و حيات و بعث و نشور و درين احوال از حكم او تمرد نمىتوانند ورزيد
وَ هُوَ
و اوست
الَّذِي يَبْدَؤُا الْخَلْقَ
آنكه اوّل بار بيافريد خلق را و آنگه بميراند
ثُمَّ يُعِيدُهُ
پس باز زنده گرداند او را
وَ هُوَ
و باز آوردن
أَهْوَنُ
آسان‌تر است
عَلَيْهِ
بر خداى همچنان‌كه نخست آفريدن با اعاده به اعتقاد شما آسان‌تر است از ابداء پس چون ابداء را اقرار داريد اعاده را چرا منكريد و ابداء و اعاده نزد قدرت او يكسان است رباعى
چون قدرت او منزه از نقصان است * آوردن خلق و بردنش يكسان ست نسبت به من و تو هر دو دشوار بود * در قدرت پركمال او آسان است
وَ لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلى
و مر او راست صفت برتر و بزرگتر چون قدرت كامله و حكمت شامله و وحدت ذات و عظمت صفات
فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
در آسمانها و زمينها
وَ هُوَ الْعَزِيزُ
و اوست غالبى كه عاجز نشود از ابداء ممكن و اعاده او
الْحَكِيمُ
دانا بصواب كه افعال او بر مقتضاى حكمت او باشد
ضَرَبَ لَكُمْ
بيان مىكند خداى از براى شما
مَثَلًا مِنْ أَنْفُسِكُمْ
مثلى فرا گرفته از احوال نفسهاى شما
هَلْ لَكُمْ
آيا هست شما را اى آزادان
مِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ
از مماليك شما كه ملك يمين‌اند
مِنْ شُرَكاءَ
هيچ انبازان
فِي ما رَزَقْناكُمْ
در آنچه داده‌ايم شما را از اموال و اسباب
فَأَنْتُمْ فِيهِ سَواءٌ
پس شما و ايشان در ان چيز يكسان باشيد يعنى چنانچه شما تصرف مىكنيد در مال و ملك خود ايشان نيز توانند
تَخافُونَهُمْ
مىترسيد از ايشان كه در تصرف مستقل شوند
كَخِيفَتِكُمْ
مثل ترسيدن شما آزادان
أَنْفُسِكُمْ
از نفسهاى شما يعنى از شريكان آزاد و ملخص سخن آنست كه آيا اى خواجگان شما بندگان خود را در مال و ملك خود شريك مىسازيد تا در تصرف در ان و تسلط بر آن مساوى باشند و از استبداد و استقلال ايشان ترسان شويد و در عين المعانى و از بعضى تفاسير اينست كه چون حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم اين آيت بر صناديد قريش خواند گفتند كلا و اللّه لا يكون ذلك ابدا حاشا كه هرگز اين نتواند بود آن حضرت ص فرمود كه شما بندگان را در ملك خود شركت نمىدهيد پس چگونه آفريدگان را كه بندگان خدايند در ملك او شريك مىسازيد نظم
خلق چون بندگان سر در پيش * مانده دربند حكم خالق خويش جمله هم بنده‌اند و هم بندى * نرسد بنده را خداوندى
كَذلِكَ
مانند اين تفصيل
نُفَصِّلُ الْآياتِ
تفصيل مىكنيم و مبيّن مىسازيم دلائل وحدت را
لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
مر گروهى را كه عقل خود را بر تدبير امثال به كار برند اما جاحدان و ستمكاران از حقيقت اين سخنان بىخبراند