وَ كَذلِكَ
و همچنانكه فروفرستاديم بر انبياء عليهم السلام كتب خود را
أَنْزَلْنا
فروفرستاديم
إِلَيْكَ الْكِتابَ
بسوى تو قرآن را كتابى موافق با كتب سابقه در اصول دين
فَالَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ
پس آنان كه داديم ايشان را علم كتب متقدمه چون ابن سلام و اصحاب او رضى اللّه عنهم
يُؤْمِنُونَ بِهِ
مىگروند به قرآن يا مراد آنهااند كه پيش از بعث حضرت رسالتپناه ص به او و قرآن گرويدهاند چون قيس ابن ساعد و بحيرا و نسطور و ورقه و اضراب ايشان
وَ مِنْ هؤُلاءِ
و ازين گروه عرب
مَنْ يُؤْمِنُ بِهِ
كسى هست كه مىگرود به قرآن يا بمحمد ص
وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا
و منكر نشوند آيتهاى كتاب ما را
إِلَّا الْكافِرُونَ
مگر ناگرويدگان از يهود چون كعب بن اشرف و معاندان عرب چون ابو جهل و مانند وى
وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا
و نبودى تو كه بخوانى
مِنْ قَبْلِهِ
پيش از قرآن
مِنْ كِتابٍ
هيچ كتابى از كتب منزله
وَ لا تَخُطُّهُ
و نمىنويسى كتاب را
بِيَمِينِكَ
بدست راست خود تاكيد است در نفى كتابت يعنى هرگز نخوانده و مطلقا خط ننوشته كه اگر چنانچه خواننده و نويسنده مىبودى
إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ
آن هنگام در شك افتادندى تباهكاران و كجروان يعنى مشركان عرب گفتندى كه چون او مىنويسد و مىخواند پس او قرآن را از كتب پيشينيان التقاط كرده بر ما مىخواند و مىنويسد يا جهودان در شك افتادندى كه ما در كتب خواندهايم كه پيغمبر آخر الزمان قارى و كاتب نباشد و اين كس قارى و كاتب است و در تيسير آورده كه خط و قرائت فضيلت بوده است مر غير پيغمبر ما را و عدم آن فضل معجزه آن حضرت ص بوده و چون معجزه ظاهر شده و در امّيت او شك و شبه نماند حق سبحانه در آخر عمر اين فضيلت نيز بوى ارزانى داشته تا معجزه ديگر باشد و ابن ابى شيبه در مصنّف خود از طريق عون بن عبد اللّه نقل مىكند كه ما مات رسول اللّه حتى كتب و قراء اين صورت منافى قرآن نيست زيرا كه در آيت نفى كتابت و تلاوت را مقرر ساخته بزمانى قبل از نزول قرآن و مذهب آنان كه وى را امّي مىدانند از اوّل عمر تا آخر به صورت اقرب است نظم
بقلم گر نرسيد انگشتش * بود لوح و قلم اندر مشتش
از سواد خط اگر ديده ببست * به كمالش نرسد هيچ شكست
بود او نور و خط تيره ظلم * نشود نور و ظلم جمع بهم
بَلْ هُوَ
بلكه قرآن
آياتٌ بَيِّناتٌ
آيتهاى روشن است
فِي صُدُورِ الَّذِينَ
در سينه آنان كه
أُوتُوا الْعِلْمَ
داده شدهاند علم را يعنى مؤمنان اهل كتاب يا صحابه كرام كه آن را ياد مىكردند تا هيچكس تحريف نتواند كرد و خواندن قرآن از ظهر القلب خاصه امت مرحومه است چه كتب متقدمه را از اوراق مىخواندند و قولى آنست كه هو راجع به حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم يعنى محمد صلى اللّه عليه و سلّم و كارهاى او و علم او با آنكه او امى است آيتهاى روشن است مر آنان را كه دانااند بكتب الهى و واقفاند بصفات و سمات حضرت رسالت پناهى صلى اللّه عليه و سلّم
وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا
و منكر نشوند مر آيتهاى ما را كه محمد ص و قرآن است
إِلَّا الظَّالِمُونَ
مگر كاملان در ظلم كه مكابره مىكنند با وجود وضوح دلائل اعجاز .