وَ الَّذِينَ آمَنُوا
و آنان كه ايمان آوردهاند
وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
و كردند عملهاى شايسته يعنى اداى فرائض نمودند
لَنُبَوِّئَنَّهُمْ
هر آئينه فرود آريم ايشان را
مِنَ الْجَنَّةِ
از بهشت
غُرَفاً
به منزلهاى بلند و غرفهاى ارجمند
تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ
مىرود از زير آن غرفها جوئيها
خالِدِينَ
در حالتى كه جاويدان باشند
فِيها
در ان غرفهاى ارجمند
نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ
نيكومزدى است مر عملكنندگان خير را بهشت
الَّذِينَ صَبَرُوا
آنكه شكيبائى ورزيدند بر آزار مشركان و هجرت اوطان
وَ عَلى رَبِّهِمْ
و بر پروردگار خود نه به غير او
يَتَوَكَّلُونَ
توكل مىكنند و كار خود به دو مىسپارند مؤمنان مكه اين آيتها شنيدند عزيمت هجرت به مدينه نمودند دغدغه ديگر دست داد كه ببلده كه ما را در ان اسباب معيشت مهيّا نباشد چگونه توان رفت آيت آمد كه
وَ كَأَيِّنْ مِنْ دَابَّةٍ
و بسا از جنبندگان كه بههيچوجه
لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا
روزى خود را برنمىدارند يعنى طاقت و قوت برداشتن ندارند يا ذخيره نمىكنند و ذخيرهكنندگان از جانوران آدمى است و موش و مور و گفتهاند عقعق ذخيره مىنهد و فراموش مىكند در كشاف از بعضى سلف نقل مىكند كه بلبل را ديدم كه خوردنى در زير بال خود پنهان مىكرد القصه جانوران بسياراند از وحوش و طيور و سبع و هوام و حيوانات آبى كه ذخيره ننهند و حامل رزق خود نشوند
اللَّهُ يَرْزُقُها
خداى تعالى روزى دهد ايشان را
وَ إِيَّاكُمْ
و شما را نيز پس از عدم اسباب معيشت در بلاد غربت انديشه مكنيد ابيات
هست ز فيض كرم ذو الجلال * مشرب ارزاق پر آب زلال
شاه و گدا روزى او مىخورند * مور و ملخ قسمت ازو مىبرند
وَ هُوَ السَّمِيعُ
و اوست شنوا مر قول شما را كه روزى از كجا خوريم
الْعَلِيمُ
دانا بهآنكه شما را روزى از كجا دهد
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ
و اگر بپرسى تو مر اهل مكه را كه
مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
كه بيافريد آسمانها و زمين
وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ
و مسخر گردانيد آفتاب و ماه را
لَيَقُولُنَّ اللَّهُ
هر آئينه گويند خداى تعالى چه اين مسئله در عقول همه قرار گرفته كه واجب است انتهاى ممكنات به يكى كه واجب الوجود باشد و چون ايشان مىدانند كه خالق ارض و سما اوست
فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ
پس كجا رو گردانيده مىشوند از توحيد يعنى چرا روى از راه حق برمىتابند و بسلوك سبيل باطل مىشتابند .