فَكَذَّبُوهُ
پس به دروغ داشتند شعيب عليه السلام را او از فساد ممتنع نشدند
فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ
پس بگرفت ايشان را زلزله سخت يا صيحه جبرئيل كه دلها بدان در تزلزل افتاد
فَأَصْبَحُوا
پس بامداد كردند
فِي دارِهِمْ
در سراهاى خويش
جاثِمِينَ
به زانو درآمدگان و مردگان
وَ عاداً وَ ثَمُودَ
و قوم عاد و ثمود و حفص ثمود خواند بلا تنوين و ياد كن قوم عاد و ثمود و هلاك ايشان را
وَ قَدْ تَبَيَّنَ لَكُمْ
و به درستى كه روشن شده است هلاكت ايشان مر شما را
مِنْ مَساكِنِهِمْ
از مسكنها و منزلهاى ايشان بحجاز و يمن كه بر ان مىگذريد و آثار عذاب معاينه مىبينيد
وَ زَيَّنَ لَهُمُ
و بياراست براى ايشان
الشَّيْطانُ
ديو سركش يعنى ابليس
أَعْمالَهُمْ
كردارهاى ايشان را از كفر و تكذيب
فَصَدَّهُمْ
پس بازداشت ايشان را
عَنِ السَّبِيلِ
از راه راست كه انبياء عليهم السلام ايشان را بدان مىخواندند
وَ كانُوا مُسْتَبْصِرِينَ
و بودند بينايان يعنى متمكن بودند از نظر و فكر و ملاحظه بديده بصيرت اما بدان اشتغال نكردند يا زيرك و باريكبين بودند به گمان خود و سخن پيغمبران را نامعقول پنداشتند
وَ قارُونَ
و ياد كن قارون را
وَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ
و فرعون و وزير او هامان
وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مُوسى
و به درستى كه آمد بديشان موسى ع
بِالْبَيِّناتِ
به حجتهاى روشن و معجزهاى هويدا
فَاسْتَكْبَرُوا
پس سركشى كردند
فِي الْأَرْضِ
در زمين مصر و تعظيم ورزيدند
وَ ما كانُوا
و نبودند
سابِقِينَ
پيشىگيرندگان بر حكم خداى تعالى بلكه حكم خداى در ايشان رسيد -
فَكُلًّا
پس هر يك از اينان كه ياد كرده شد
أَخَذْنا
فراگرفتيم و عقوبت كرديم
بِذَنْبِهِ
به گناه او
فَمِنْهُمْ
پس بعضى از ايشان
مَنْ أَرْسَلْنا عَلَيْهِ
كسى بود كه فرستاديم بر ايشان
حاصِباً
بادى سخت كه در ان سنگريزه بود يعنى قوم لوط عليه السلام
وَ مِنْهُمْ
و بعضى از ايشان
مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّيْحَةُ
كسى بود كه بگرفت او را عذاب صيحه يعنى قوم ثمود و اهل مدين
وَ مِنْهُمْ
و بعضى از ايشان
مَنْ خَسَفْنا
كسى بود كه فروبرديم
بِهِ الْأَرْضَ
او را به زمين چون قارون
وَ مِنْهُمْ
و از ايشان
مَنْ أَغْرَقْنا
كسى بود كه غرق ساختيم ايشان را در آب چون قوم نوح ع عليه السلام و فرعون
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ
و نبود خداى تعالى كه ستم كند بر ايشان يعنى بىجرم ايشان را عقوبت كند
وَ لكِنْ كانُوا
و ليكن بودند كه ايشان بجهل يا عناد
أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ
بر نفسهاى خود ستم مىكردند و خود را بكفر و معصيت هدف تير عذاب مىساختند نظم
اى كه حكم شرع را رد مىكنى * راه باطل مىروى بد مىكنى
چون تو بد كردى بدى يا بى جزا * پس بديها جمله با خود مىكنى
.