مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا
مثل آنان كه فراگرفتند
مِنْ دُونِ اللَّهِ
بجز خداى تعالى
أَوْلِياءَ
دوستان يعنى خدايان
كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ
مانند عنكبوت است كه براى خود
اتَّخَذَتْ بَيْتاً
فراگيرد خانه
وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ
و به درستى كه سستترين خانها
لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ
هر آئينهخانه عنكبوت است كه نه سقف دارد و نه ديوار و نه گرما باز دارد و نه سرما
لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
اگر باشند كافران كه دانند چيزى را هر آئينه بدانند كه اين مثلى براى دين ايشان است چنانچه خانه عنكبوت سست و بىبنياد است و هيچ چيز را نشايد دين ايشان نيز خوار و بىمقدار است و از ان هيچ نكشايد صاحب بحر الحقائق فرمود كه عنكبوت هر چند بر خود مىتند زندانى براى نفس خود مىسازد و قيد بر دست و پاى خود مىنهد پس خانه او محبس اوست آنها نيز كه بدون خداى اوليا مىگيرند يعنى به پرستش هوا و محبت دنيا و متابعت شيطان ميل كنند بسلاسل و اغلال و وزر و و بال مقيد گشته روى خلاصى ندارند و عاقبت در مهلكه نيران و دركه بعد و حرمان افتاده معاقب و معذب گردند و بعضى هواى نفس را در بىاعتبارى بتار عنكبوت تشبيه كردند كما قيل بيت از هوا بگذر كه بس بىاعتبار افتاده است * رشته دام هوا چون تار بيت عنكبوت
إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ
به درستى كه خداى تعالى مىداند
ما يَدْعُونَ
آنچه مىخوانند يعنى مىپرستند
مِنْ دُونِهِ
بجز خداى تعالى
مِنْ شَيْءٍ
از هر چيزى چون بت و ملك و آدمى و كواكب
وَ هُوَ الْعَزِيزُ
و اوست مالك در ملك خود شريك ندارد
الْحَكِيمُ
محكمكار است به حكمت عقوبت مشركان را تاخير مىكند
وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ
و اين مثلها
نَضْرِبُها لِلنَّاسِ
مىآريم و بيان مىكنيم از براى مردمان
وَ ما يَعْقِلُها
و در نمىيابند ثمره و فائده آن را
إِلَّا الْعالِمُونَ
مگر دانايان كه تدبر مىكنند در حقايق چيزها
خَلَقَ اللَّهُ
بيافريد خداى تعالى
السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
آسمانها و زمينها را
بِالْحَقِّ
براى اظهار حق نه براى باطل و بازى
إِنَّ فِي ذلِكَ
به درستى كه درين آفريدن
لَآيَةً
هر آئينه نشانه است روشن يا در ضرب المثل عبرت است
لِلْمُؤْمِنِينَ
مر گرويدگان را .