أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ
آيا شما مىآئيد به مردان بطريق مباشرت
وَ تَقْطَعُونَ السَّبِيلَ
و مىزنيد راه بر راهگذران يعنى مال ايشان مىگيريد و ايشان را مىكشيد يا غريبان را بدين عمل اكراه مىكنيد و بدين سبب مردمان آمد و شد دريا مىكردهاند و راهبند شده
وَ تَأْتُونَ
و مىآئيد
فِي نادِيكُمُ الْمُنْكَرَ
در مجلسهاى خود به فعلهاى زشت يعنى كارها مىكنيد كه نزد عقلا و عرفا نيكو نيست چون دشنام دادن و مزاح به فحش كردن و صفير زدن و سنگريزه به انگشت بر يكديگر افگندن و مهرها از كمان كرده بر رهگذريان انداختن و شرب خمر و ضرب او تار و مزامير و سخريه با مسافران و امثال آن
فَما كانَ
پس نبود
جَوابَ قَوْمِهِ
جواب قوم وى مر سخن وى را
إِلَّا أَنْ قالُوا
مگر آنكه گفتند
ائْتِنا بِعَذابِ اللَّهِ
بيار عذاب خداى را بر ما
إِنْ كُنْتَ
اگر هستى تو
مِنَ الصَّادِقِينَ
از راستگويان در آنكه اين فعلها قبيح است و بسبب آن عذاب بر شما نازل خواهد شد يعنى ما ترك اين عملها نخواهيم كرد تو اگر راست مىگوئى كه خدا هست و تو پيغمبرى پس تو او را بگو تا عذاب فرستد بما چون لوط ع از ايشان نااميد شد
قالَ
گفت از روى مناجات
رَبِّ انْصُرْنِي
خدايا يارى ده مرا بانزال عذاب
عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَ
بر گروه تباهكاران
وَ لَمَّا جاءَتْ
و آن هنگام كه آمدند
رُسُلُنا
فرستادگان ما يعنى ملائكه
إِبْراهِيمَ بِالْبُشْرى
بسوى ابراهيم عليه السلام جهت بشارت فرزند
قالُوا
گفتند
إِنَّا مُهْلِكُوا
به درستى كه ما هلاككنندگانيم
أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ
اهل اين ديه سدوم را كه تكذيب خواهرزاده تو مىكنند
إِنَّ أَهْلَها
به درستى كه اهل آن ديه
كانُوا ظالِمِينَ
هستند ستمكاران بكفر و انواع منكرات
قالَ
گفت ابراهيم عليه السلام
إِنَّ فِيها لُوطاً
به درستى كه در ان ديه لوط عليه السلام است و او از ظالمان نيست
قالُوا
گفتند ملائكه
نَحْنُ أَعْلَمُ
ما داناتريم
بِمَنْ فِيها
بهر كس كه درو است از مؤمن و كافر و ما از حال لوط عليه السّلام غافل نيستيم
لَنُنَجِّيَنَّهُ
هر آئينه او را رهائى خواهيم داد
وَ أَهْلَهُ
و كسان او را
إِلَّا امْرَأَتَهُ
مگر زن او را كه او
كانَتْ
باشد
مِنَ الْغابِرِينَ
از باقىماندگان در عذاب يا در ديه يعنى خواهيم گفت تا لوط ع از ميان قوم بيرون رود با اهل خود و همه كسان وى بيرون روند مگر زن او كه در ميان قوم بماند و با ايشان هلاك شود .