فَآمَنَ
پس بگرويد و تصديق كرد
لَهُ لُوطٌ
مر او را لوط عليه السلام كه خواهرزاده و بقولى برادرزاده او بود
وَ قالَ
و گفت ابراهيم عليه السلام مر او را و مر ساره را كه دختر عم وى بود و بوى ايمان آورده بود
إِنِّي مُهاجِرٌ
به درستى كه من هجرتكنندهام ازين قوم
إِلى رَبِّي
به آنجا كه امر پروردگار من است
إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ
به درستى كه او غالب است مرا مغلوب دشمنان نسازد
الْحَكِيمُ
دانا است و به حكمت كار من بسازد پس لوط عليه السلام و ساره با وى اتفاق نموده از كوهى كه از سواد كوفه است به نجران رفتند و از آنجا بولايت شام درآمده ابراهيم عليه السلام به فلسطين نزول فرمود لوط عليه السلام به موتفكه رفت صاحب كشاف آورده كه ابراهيم ع در آن وقت هفتاد و پنجساله بود و در همين سال خداى تعالى اسماعيل ع را بوى داد از هاجره رض كه كنيزك ساره خاتون بوده و چون سن مبارك آن حضرت عليه السلام به صد و دوازده يا صد و بيست رسيده حق سبحانه از ساره وى را فرزندى بخشيد چنانچه فرمود
وَ وَهَبْنا لَهُ
و بخشيديم ما او را در سن پيرى
إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ
فرزندى اسحاق ع نام و نبيره يعقوب نام
وَ جَعَلْنا
و نهاديم
فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ
در فرزندان او نبوت را يعنى در بنى اسرائيل و بنى اسماعيل
وَ الْكِتابَ
و كتابها را يعنى توريت و انجيل و زبور و فرقان
وَ آتَيْناهُ أَجْرَهُ
و داديم ما او را مزد هجرت او
فِي الدُّنْيا
درين سراى بهآنكه فرزند داديم او را در كبر سن از عجوزه عقيمه يا ذرّيّت طيبه ارزانى داشتيم و پيغمبرى و كتب بديشان عطا كرديم يا او را مقبول خلق و محبوب دلها ساختيم تا همه اهل ملل نسبت خود بوى درست مىكنند يا حكم كرديم بصلاة بر وى تا آخر دهر ماوردى مىگويد مزد او در دنيا بقاى ضيافت اوست يعنى همچنانكه در حال حيات در مهمانخانه وى بساط دعوت انداخته بود حالا نيز هست و از خاص و عام از ان مائده پرفائده بهرهمنداند
وَ إِنَّهُ
و به درستى كه او
فِي الْآخِرَةِ
در ان سراى
لَمِنَ الصَّالِحِينَ
از جمله شايستگان و پسنديدگان است
وَ لُوطاً
و ياد كن لوط عليه السلام را
إِذْ قالَ
چون گفت
لِقَوْمِهِ
مر گروه خود را از اهل مؤتفكات
إِنَّكُمْ
آيا شما
لَتَأْتُونَ الْفاحِشَةَ
مىآيند بدان كار زشت و حفص انكم مىخواند يعنى به درستى كه شما به فاحشه مىآئيد يعنى مىكنيد كارى كه بهغايت زشت است و بسبب قباحت آن
ما سَبَقَكُمْ
پيشى نگرفت بر شما
بِها
به آن فاحشه
مِنْ أَحَدٍ
هيچ يكى
مِنَ الْعالَمِينَ
از عالميان جهت آنكه طباع سليمه ازين عمل متنفّر است و نفوس پاكيزه اين كار را كاره .