وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ
و امر كرديم آدمى را
بِوالِدَيْهِ
به پدر و مادر او
حُسْناً
نيكوئى يعنى فعلى كه محض خوبى باشد
وَ إِنْ جاهَداكَ
و اگر كوشش نمايند والدين و جنگ و جدال كنند با تو
لِتُشْرِكَ بِي
تا شرك آورى به من و انباز گيرى
ما لَيْسَ
آن چيزى را نيست
لَكَ بِهِ
مر ترا به الوهيت او
عِلْمٌ
دانشى تعبير كرد از نفى الوهيّت بنفى عالم به آن ، يعنى مادر و پدر اگر تكليف كنند با آنكه انبازگيرى براى من چيزى را كه الوهيت آن ندانى و فى الواقع الوهيّت ثابت نيست جز مرا
فَلا تُطِعْهُما
پس فرمان ايشان مبر كه طاعت مخلوق در معصيت خالق روا نيست
إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ
بسوى مجازات من است بازگشت شما از مؤمن و مشرك و از بار و عاق
فَأُنَبِّئُكُمْ
پس بياگاهانم شما را وقت جزا دادن
بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
بهآنچه هستيد كه مىكنيد
وَ الَّذِينَ آمَنُوا
و آنان كه ايمان آوردند بعد از كفر
وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
و كردند كارهاى شايسته بعد از فساد
لَنُدْخِلَنَّهُمْ
هرآئينه داخل گردانيم ايشان را
فِي الصَّالِحِينَ
در زمره ستودگان يا درآوريم در مدخل ايشان كه بهشت است
وَ مِنَ النَّاسِ
و از مردمان
مَنْ يَقُولُ
كس هست كه مىگويد
آمَنَّا بِاللَّهِ
گرويديم به خداى مراد منافقانند يا قومى ضعيف الايمان كه مىگفتند ايمان داريم
فَإِذا أُوذِيَ فِي اللَّهِ
پس چون ايذا كرده شود در راه خداى بسبب دين او يعنى چون كفره او را عذاب كنند
جَعَلَ
گرداند يعنى دارد و شمارد
فِتْنَةَ النَّاسِ
رنج و عذاب مردمان را
كَعَذابِ اللَّهِ
مانند عذابهاى خداى تعالى يعنى ترك ايمان كند از خوف عذاب خلق چنانچه ترك كفر مىبايد كرد از خوف عذاب خداى تعالى
وَ لَئِنْ جاءَ
و اگر بيايد
نَصْرٌ مِنْ رَبِّكَ
يارى از نزديك پروردگار تو يعنى فتحى و غنيمتى
لَيَقُولُنَّ
هر آئينه گويند
إِنَّا كُنَّا مَعَكُمْ
به درستى كه ما هستيم با شما در دين و ملت پس ما را در غنيمت شريك سازيد
أَ وَ لَيْسَ اللَّهُ
آيا نيست خداى تعالى
بِأَعْلَمَ
داناتر از همه دانايان
بِما فِي صُدُورِ الْعالَمِينَ
بهآنچه در دلهاى آدميان است از صفاى اخلاص و كدورت نفاق .