تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 876

مساهمون:

ص٨٧٦
وَ لا تَدْعُ
و مخوان
مَعَ اللَّهِ
با خداى تعالى به حق
إِلهاً آخَرَ
خداى ديگر زيرا كه
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
نيست هيچ خدائى سزاوار خواندن مگر او مخاطب درين آيات حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم است و مراد امت‌اند و فائدهء خطاب به آن حضرت ص قطع طمع مشركان است از موافقت وى به ايشان
كُلُّ شَيْءٍ
همه چيزها
هالِكٌ
فانى است
إِلَّا وَجْهَهُ
مگر ذات حق سبحانه يا همه عملها باطل است مگر آنكه به آن وجه اللّه طلبند
لَهُ الْحُكْمُ
مر او راست حكم
وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
و بسوى او بازگشته خواهيد شد براى مكافات نزد بعضى محققان آنست كه چون موجود حقيقى نيست الا حق سبحانه پس از روى حقيقت ما سواى او فانى باشد صاحب كشف الاسرار در تفسير اين آيت از كلمات حضرت شيخ الاسلام قدس سره نقل مىكند كه بيت
كه نه از كس به تو و نه از تو به كس * ما همه از تو به تو بس همه توئى و بس
شعر
الا كلّ شىء ما خلا اللّه باطل * و كل نعيم لا محالة زائل
علائق منقطع است و عوائق مرتفع رسوم باطل است و اسباب مضمحل حدود متلاشى و خلائق فانى و حق يكتا و به خود باقى در شرح عوارف مذكورست كه نه‌گفت يهلك تا معلوم شود كه وجود همه اشيا در وجود او امروز هالك است و حوالهء مشاهدهء اين حال به فردا ، در حق محجوبان است يوم يرونه بعيد او نراه قريبا مصرعه با وجود تو ز من راست نيايد كه منم

سورة العنكبوت

مكية و هى تسع و ستون آية
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - الم
حروف مقطعه جهت تعجيز خلق است تا دانند كه كسى را بحقايق اين كتاب راه نيست و عقل هيچ كامل را از كنه معرفت اين كلام آگاهى نى مصرعه
خرد عاجز و فهم در وى گم است
و در حروف اوّل اين سوره گفته‌اند الف اشارت است باسم اللّه و لام بلطيف و ميم بمجيد مىفرمايد كه اللّه منم روى به طاعت من آر ، و لطيف منم اخلاص در عبادت من فرومگذار ، و مجيد منم بزرگى ديگران مسلّم مدار
أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا
آيا پنداشتند مردمان آنكه فروگذاشته شوند
أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا
به‌آنكه گويند ايمان آورديم يعنى مىپندارند كه به مجرد قول آمنا دست از ايشان بازداشته شود
وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ
و حال آنكه ايشان آزموده نشوند باوامر و نواهى يا مبتلا نگردند در نفس و مال يا امتحان نكنند ايشان را به هجرت و جهاد و امثال آن و اين آيت در شان جمعى از مسلمانانست كه در مكه بودند و ايشان را هجرت از ديار و دار قرار دشوار مىآمد و مهاجران از مدينه بديشان پيغام مىدادند كه اسلام شما مادام كه در جوار كفار باشيد تمام نيست بعضى بر نيت هجرت بيرون آمدند و مشركان آگاه شده ايشان را از راه برگردانيدند حق سبحانه جهت تسليهء ايشان آيت فرستاد كه تصوّر نمىبايد كرد كه بىكشاكش بلا دعوى و لا درست بود بيت
عاشقان را درد دل بسيار مىبايد كشيد * جور يار و طعنهء اغيار مىبايد كشيد
و اصح آنست كه مهجع مولاى عمر بن الخطاب رضى اللّه عنه روز بدر به زخم تير عمّار حضرمى شهيد شد و بر لفظ مبارك حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم گذشت كه پيش رو شهيدان اهل توحيد او خواهد بود مادر و پدر از فوت مهجع جزع و فزع بسيار مىنمودند حق سبحانه آيت فرستاد كه به مجرد قول ايمان بىابتلا و امتحان كارى از پيش نرود
وَ لَقَدْ فَتَنَّا
و به درستى كه ما امتحان كرديم و در فتنه انداختيم
الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ
آنان را كه پيش ازين مؤمنان بودند يعنى اين صورت در همه امم . واقع بوده و نقد دعوى هر يك را بر محك بلا آزموده‌اند
فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ
پس ظاهر مىگرداند خداى تعالى
الَّذِينَ صَدَقُوا
آنان را كه راست گفته‌اند در دعوى ايمان
لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ
و متميز مىسازد دروغ‌گويان را در دين يا مىنمايد اين هر دو گروه را بخلق يا جزا مىدهد ايشان را به‌آنچه مىداند از صدق و كذب ايشان نظم
در محبت هر كه او دعوى كند * صد هزاران امتحان بر وى كند گر بود صادق كشد بار جفا * گر بود كاذب گريزد از بلا
.
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 876 | كتاب الله تبارك وتعالى / سيد محمد رضا جلالى نائين / شاه ولى الله محدث دهلوى / ملا حسين واعظ الكاشفى