وَ قالُوا
و گفتند بعضى از كفّار
إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدى مَعَكَ نُتَخَطَّفْ
اگر پيروى كنيم طريق رشاد را با تو يعنى ايمان آريم به تو ربوده شويم
مِنْ أَرْضِنا
از زمين ما يعنى عرب ما را ازين ديار بربايند و بدر كنند
أَ وَ لَمْ نُمَكِّنْ
آيا ما جاى ندادهايم
لَهُمْ
مر ايشان را
حَرَماً آمِناً
حرمى با ايمنى كه كسى بر ايشان دست ندارد
يُجْبى
كشيده مىشود
إِلَيْهِ
بسوى اين حرم
ثَمَراتُ كُلِّ شَيْءٍ
ميوههاى هر چيزى يعنى منافع از هر نوعى و غرائب از هر ناحيتى بدانجا آرند و روزى داديم ايشان را درين وادى غير ذى زرع
رِزْقاً
روزى دادنى
مِنْ لَدُنَّا
از نزديك ما بىمنت غيرى پس چون با وجود بتپرستى ايشان را ايمن و مطمئن و مرفّه مىداريم اگر ايمان آرند چگونه ايشان را از تخوّف و تخطّف در امان نداريم
وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ
و ليكن بيشتر ايشان
لا يَعْلَمُونَ
نمىدانند اين نكته را و در نمىيابند
وَ كَمْ أَهْلَكْنا
و بسى كه هلاك كرديم
مِنْ قَرْيَةٍ
از اهل ديهى كه به نافرمانى
بَطِرَتْ
كافر شدند
مَعِيشَتَها
در زندگانى خود يعنى بوقت نعمت طاغى و باغى شدند چنانچه اهل مكّه و ما آن طاغيان را هلاك كرديم -
فَتِلْكَ
پس آنست
مَساكِنُهُمْ
مسكنهاى ايشان خالى و خراب
لَمْ تُسْكَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ
نهنشستند در ان از پس هلاك ايشان
إِلَّا قَلِيلًا
مگر اندكى از راهگذريان كه روزى يا بعضى از روزى آنجا باشند و بروند و باز خالى بگذارند بيت
در خانه دنيا چه نشينى برخيز * كاين خانه بدان خوش است كآيند و روند
وَ كُنَّا نَحْنُ الْوارِثِينَ
و هستيم ما وارث آن مساكن بعد از اهالى آن يعنى مائيم باقى بعد از فناى همه
وَ ما كانَ رَبُّكَ
و نيست پروردگار تو
مُهْلِكَ الْقُرى
هلاككننده اهالى ديههاى
حَتَّى يَبْعَثَ
تا وقتى كه برانگيزد
فِي أُمِّها
در معظم آن ديار و اصل آن بلاد يعنى اهل سواد اعظم زيركتر و بافهمتر باشند از اهل ديگر قرى لا جرم آنجا برانگيزد
رَسُولًا
فرستاده به حكم الهى
يَتْلُوا عَلَيْهِمْ
بخواند بر ايشان
آياتِنا
آيتهاى ما را براى الزام حجّت و قطع معذرت
وَ ما كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرى
و نيستيم ما هلاككننده يعنى خراب سازنده ديهها به عقوبت
إِلَّا وَ أَهْلُها
مگر كه اهالى آن
ظالِمُونَ
ستمكاران باشند بتكذيب رسل و انكار حق .