وَ إِذا يُتْلى
و چون خوانده شود قرآن
عَلَيْهِمْ
بر ايشان
قالُوا آمَنَّا بِهِ
گويند ايمان آوردهايم بوى و دانستهايم كه كلام خداى است
إِنَّهُ الْحَقُّ
به درستى كه او راست و درستست و فرود آمده
مِنْ رَبِّنا
از نزديك آفريدگار ما
إِنَّا كُنَّا
به درستى كه ما بوديم
مِنْ قَبْلِهِ
پيش از نزول وى
مُسْلِمِينَ
گردننهادگان و مخلصان جهت آنكه در كتب مقدسه ذكر آن يافته بوديم و حقيقت آن را شناخته
أُولئِكَ
آن گروه از اهل كتابين
يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ
مزد داده شوند
مَرَّتَيْنِ
دو بار
بِما صَبَرُوا
بسبب آنكه صبر كردند و ثابت بودند بر ايمان به توريت يا انجيل و ايمان به قرآن
وَ يَدْرَؤُنَ
و دفع مىكنند
بِالْحَسَنَةِ
به سخن نيكو
السَّيِّئَةَ
قول قبيح را در موضح آورده كه بعد از ايمان ترسايان ابو جهل و اضراب او ايشان را دشنام مىدادند و ايشان در جواب مىفرمودند كه خداى شما را توفيق دهد و راه نمايد يا منافقان مدينه و يهود طعن مىكردند بر ابن سلام و اصحاب او ايشان نيز جواب به نرمى مىدادند حق سبحانه صفت ايشان كردند كه دفع مىكنند به نيكوئى سخن قول آن سفها را
وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ
و از آنچه روزى دادهايم ايشان را
يُنْفِقُونَ
نفقه مىكنند در راه ما
وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ
و چون بشنوند سخن بيهوده را يعنى شتم و تعريض منافقان و كفّار
أَعْرَضُوا عَنْهُ
اعراض مىنمايند از ان و خاموش مىشوند از تعريض بدان
وَ قالُوا
و گفتند مر لغو گويندگان را
لَنا أَعْمالُنا
ما راست كردارهاى ما از حلم و صفح
وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ
و مر شما راست اعمال شما از سفاهت و لغو يا ما راست دين ما و شما راست دين شما
سَلامٌ عَلَيْكُمْ
سلامت است شما را از ما يعنى لغو شما را مقابله بلغو نمىكنيم و گفتهاند سلام توديع و متاركه است نه سلام تحيّت يعنى ترك شما كرديم
لا نَبْتَغِي الْجاهِلِينَ
نمىخواهيم صحبت جاهلان را و تخلق باخلاق ايشان چه مصاحبت باشرار موجب بدنامى دنيا و بدفرجامى عقبى است بيت
از بدان بگريز و با نيكان نشين * يار بد زهرى بود نى انگبين
آوردهاند كه آن حضرت بر ايمان عم خود ابو طالب بهغايت حريص بود بوقت وفات بر بالين وى آمده گفت اى عم مرا به كلمه لا إله الا اللّه يارى ده تا حجت آرم بدان نزديك خداى از براى تو ابو طالب گفت اى برادرزاده من مىدانم كه تو راست گوئى اگر سرزنش پيرهزنان قريش نبودى كه ابو طالب از مرگ ترسيده كلمه گفت من به گفتن اين كلمه ترا شاد مىساختم آيت آمد كه
إِنَّكَ
به درستى كه تو اى محمد ص
لا تَهْدِي
قادر نيستى كه راهنمائى بايمان
مَنْ أَحْبَبْتَ
آن را كه دوست مىدارى هدايت او
وَ لكِنَّ اللَّهَ
و ليكن خداى تعالى
يَهْدِي مَنْ يَشاءُ
راه مىنمايد هرك را مىخواهد
وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ
و او داناتر است به راهيافتگان يعنى آنان كه مستعد هدايتاند يا آنها كه حكم ازلى بهدايت ايشان نازل گشته چه اصل در هدايت حكم ازلى است و هدايت لميزلى بيت
هدايت هرك را داد از بدايت * به او همراه باشد تا نهايت
آوردهاند كه حارث بن عثمان بن نوفل بجناب نبوت مآب ص عليه الصلاة و السلام آمده گفت اى محمد ص ما مىدانيم كه قول تو حق است و سخن تو راست و آنچه مىگوئى سبب دولت ماست در حيات و وسيله سعادت ما بعد از وفات اما متابعت تو موجب مخالفت تمام عرب است مىترسيم كه اگر پيروى تو كنيم حرب ما را از زمين حرم بيرون كنند و ما را بقلت انصار طاقت مقاومت ايشان نباشد اين آيت نازل شد .