تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 865

مساهمون:

ص٨٦٥
أَ وَ لَمْ يَكْفُرُوا
آيا كافر نشدند يعنى كافر شدند ابناى جنس ايشان از مشركان قبط
بِما أُوتِيَ مُوسى مِنْ قَبْلُ
به‌آنچه دادند موسى را پيش ازين يعنى از آيات تسعه
قالُوا
گفتند قبطيان
سِحْرانِ
دو خداوند سحر يعنى موسى و هارون
تَظاهَرا
هم پشت شدند در اظهار خوارق عادات گفتند مشركان عرب كه دو سحر معاون يكديگر يعنى توريت و قرآن
وَ قالُوا
و گفتند قبطيان يا مشركان مكّه
إِنَّا بِكُلٍّ
به درستى كه ما بهر يك ازين دو سحر يا بجميع پيغمبران و كتب ايشان
كافِرُونَ
ناگرويدگانيم
قُلْ فَأْتُوا
بگو پس بياريد
بِكِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
كتابى از نزديك خداى تعالى كه باشد
هُوَ أَهْدى
آن كتاب راهنماينده‌تر
مِنْهُما
ازين دو كتاب كه بر من و موسى نازل شد تا من
أَتَّبِعْهُ
پيروى كنم آن را
إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
اگر بهستيد شما راست‌گويان كه تورات و قرآن سحرست
فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا
پس اگر اجابت نكنند
لَكَ
مر ترا و كتاب نيارند
فَاعْلَمْ أَنَّما
پس بدانكه جزين نيست كه ايشان
يَتَّبِعُونَ
پيروى مىكنند
أَهْواءَهُمْ
آرزوهاى خود را بىدانشى و حجّتى
وَ مَنْ أَضَلُّ
و كيست گمراه‌تر
مِمَّنِ اتَّبَعَ
از ان كسى كه پيروى كند
هَواهُ
هواى خود را
بِغَيْرِ هُدىً
به غير راهنمونى و بصيرتى
مِنَ اللَّهِ
از نزديك خداى تعالى
إِنَّ اللَّهَ
به درستى كه خداى تعالى
لا يَهْدِي
راه نمىنمايد و به منزل نمىرساند
الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
گروهى ستمكاران را كه متابع نفس و هواى خوداند
وَ لَقَدْ وَصَّلْنا
و به درستى كه پيوند داديم و درهم پيوستيم
لَهُمُ الْقَوْلَ
براى ايشان سخن را يعنى از پى درآورديم دعوت را به حجت و مواعظت را بمواعيد و قصص را بامثال و نصايح را بعبرتها يا قرآن را پيوسته فرستاديم آيتى بعد از آيتى و سورتى بعد از سورتى
لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
شايد كه ايشان پندپذير گردند و درو تامل كرده به دو بگروند
الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ
آنان را كه داديم آنها را كتاب يعنى توريت
مِنْ قَبْلِهِ
پيش از قرآن
هُمْ بِهِ
ايشان به قرآن
يُؤْمِنُونَ
مىگروند بقول جمعى مراد مؤمنان‌اند از يهود چون ابن سلام و اصحاب او و اشهر آنست كه كتاب انجيل باشد و مراد چهل ترسا از اهل حبشه و شام باشد كه در مكّه به ملازمت حضرت رسالت‌پناه عليه الصلاة و السلام آمده ايمان آوردند و اين سوره مكى است و ايمان ابن سلام و اصحاب او در مدينه بوده مگر گويند كه اين آيت مدنى است .