فَرَدَدْناهُ
پس بازگردانيديم موسى را
إِلى أُمِّهِ
بسوى مادر او
كَيْ تَقَرَّ
تا روشن شود
عَيْنُها
چشم او به فرزند
وَ لا تَحْزَنَ
و اندوهناك نشود بفراق او
وَ لِتَعْلَمَ
و تا بداند بعلم مشاهده
أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ
آنكه وعده خداى حق و راست است
وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ
و ليكن بيشتر قبطيان
لا يَعْلَمُونَ
بودند كه نمىدانستند
وَ لَمَّا بَلَغَ
و آن هنگام كه رسيد موسى
أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى
بهغايت قوت خود و كمال جوانى كه آن سى سالگى است يا چهل سالگى و راست شد و بكمال رسيد عقل او در ان سن مراد اينجا چهل سالگى است يعنى چون بدين سن رسيد
آتَيْناهُ
داديم او را
حُكْماً
نبوت
وَ عِلْماً
و دانش در دين
وَ كَذلِكَ
و مانند اين كه بموسى عليه السلام و مادر او كرديم از لطف و كرم
نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ
پاداش مىدهم نيكوكاران را ذكر ايتاى نبوت در اثناى اين قصّه بيان صدق هر دو وعده است كه چنانچه او را بمادر رسانيديم نبوّت هم داديم
وَ دَخَلَ الْمَدِينَةَ
و درآمد موسى به شهر مصر يا به شهر منف كه از ولايت مصر بود يا به بلده جابين كه بر دو فرسخى مصر يا به عين الشمس از نواحى مصر و در تفسير نقاشى گفته به اسكندريه و قول اشهر آنست كه بمصر درآمد
عَلى حِينِ غَفْلَةٍ
بر هنگام غفلتى كه واقع بود
مِنْ أَهْلِها
از اهل مصر يعنى ميان شام و خفتن كه در آن وقت همه كس به مهم خود مشغول بودند و گفتهاند قيلوله درآمد
فَوَجَدَ
پس يافت
فِيها
در آن شهر
رَجُلَيْنِ
دو مرد كه ايشان
يَقْتَتِلانِ
خصومت مىكردند
هذا
اين يكى
مِنْ شِيعَتِهِ
از پيروان موسى بود يعنى از بنى اسرائيل نام او سامرى و گفتهاند مليخا
وَ هذا مِنْ عَدُوِّهِ
و اين يكى از دشمنان او بود يعنى از قبط نام او قانون يا فيلقون و او خبّاز فرعون بود بنى اسرائيل را تكليف هيزم كشيدن مىكرد چون موسى آنجا رسيد
فَاسْتَغاثَهُ
پس فرياد خواست بموسى
الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ
آن كسى كه از گروه او بود
عَلَى الَّذِي
بر آن كس كه او
مِنْ عَدُوِّهِ
از دشمنان او بود يعنى يارى طلبيد سبطى از موسى بر دفع قبطى موسى قبطى را گفت كه دست ازو بدار قبطى سخن موسى عليه السلام را رد كرد
فَوَكَزَهُ مُوسى
پس مشتى زد او را موسى عليه السلام
فَقَضى عَلَيْهِ
پس بكشت او را و گفتهاند حكم كرد خداى برو به مرگ پس بمرد و موسى بعد از كشتن او
قالَ
گفت
هذا
اين كار
مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ
از عمل كسى است كه شيطان او را اغوا كند نه عمل امثال من
إِنَّهُ
به درستى كه شيطان
عَدُوٌّ
دشمنى است
مُضِلٌّ
گمراهكننده
مُبِينٌ
هويدا دشمنى او و چون پيغمبران از نافرمانى خداى تعالى به قصد معصومند و زلّت ايشان نباشد الا از طريق سهو و اين نسبت به رتبت ايشان ذنبى باشد پس حضرت موسى بطريق مناجات فرمود .