تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 853

مساهمون:

ص٨٥٣
وَ أَوْحَيْنا
و وحى كرديم ما يعنى الهام داديم و علم الهدى قدس سره فرموده شايد كه رسولى فرستاده باشد از ملائكه و غير آن
إِلى أُمِّ مُوسى
بسوى مادر موسى كه از اولاد لاوى بن يعقوب ع بود نام او نوخاند بنون در اوّل اسم و از تيسير و عين المعانى يوخاند به ياى مثناة تحتانيه در اوّل بر هر تقدير الهام داديم او را
أَنْ أَرْضِعِيهِ
آنكه شير ده و بپرور او را
فَإِذا خِفْتِ
پس چون بترسى
عَلَيْهِ
برو و فهم كنى كه مردم دانستند و قصد او خواهند كرد
فَأَلْقِيهِ
پس بيفگن او را
فِي الْيَمِّ
در بحر مراد آب نيل است يعنى بعد از آنكه او را در صندوقى نهاده باشى بيفگن او را در آب نيل
وَ لا تَخافِي
و مترس كه او ضائع نخواهد شد
وَ لا تَحْزَنِي
و اندوه مبر در فراق او
إِنَّا رَادُّوهُ
به درستى كه ما بازگرداننده اوييم
إِلَيْكِ
بسوى تو اندك زمانى را بر وجهى كه دلخواه تو باشد
وَ جاعِلُوهُ
و گرداننده‌ايم او را
مِنَ الْمُرْسَلِينَ
از فرستادگان يعنى او را شرف نبوت ارزانى خواهيم داشت و چون مادر موسى دريافت كه فرعونيان در تجسس و تفحص ابناء بنى اسرائيل مبالغه دارند نجّارى را كه آشنائى عمران بود فرمود صندوقى پنج شبر در پنج شبر تراشد و آن نجار خزبيل ابن صبورا بوده ابن عم فرعون چون صندوق تمام كرد و بمادر موسى عليه السلام تسليم نمود در خاطرش گذشت كه كودكى دارد و مىخواهد كه در صندوق كرده از موكلان بگريزاند نزد گماشته فرعون آمد و خواست كه صورت حال باز نمايد زبانش بسته شد به خانه خود باز آمد و خواست كه نزد فرعون رود و نمامى كند چشمش نابينا شد دانست كه آن مولودى كه كاهنان نشان داده‌اند اينست فى الحال ناديده به دو ايمان آورد و مؤمن آل فرعون او است و مادر موسى صندوق را بقير اندوده موسى را در وى خوابانيد و سر صندوق هم بقير محكم ساخته در رود نيل افگند و فرعون را دخترى بود به علت برص مبتلا شده اهل كهانت گفته بودند كه فلان روز در رود نيل انسانى خردسال يافته شود اين علّت به آب دهن او زائل گردد در ان روز معين فرعون و زن و دختر و محرمان وى به كناره رود نيل آمدند و انتظار انسان موعود مىبردند كه ناگاه آن صندوق بر روى آب نمودار شد فرعون ملازمان را امر كرد كه آن را بگيرند و بيارند
فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ
پس موسى را فرا گرفتند كسان فرعون
لِيَكُونَ
تا گردد يا باشد
لَهُمْ
فرعونيان را
عَدُوًّا
دشمن مر مردمان را كه بسبب وى غرق شوند
وَ حَزَناً
و اندوه بزرگ مر زنان را كه ايشان را برده گيرند يعنى عاقبت عدو و حزن گردد ايشان را
إِنَّ فِرْعَوْنَ
به درستى كه فرعون
وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما
و هامان و لشكرهاى ايشان هر دو
كانُوا خاطِئِينَ
بودند خطاكاران در همه چيز آورده‌اند كه چون سر تابوت گشادند موسى را ديدند محبت او در دل حاضران و ناظران پديد آمد و فرعون دغدغه كرد كه اين مولود چگونه از قتل جسته مباد آن مولود كه مىگويند اين باشد زن فرعون گفت كه من از منجمان شنيده‌ام كه در فلان شب از آنچه بر فرعون مىترسيدم خاطر جمع شده است دست ازين طفل بگذار و بدار تا دختر خود را بوى علاج كنيم پس قدرى از آب دهن وى بر موضع برص آن دختر ماليد فى الحال زائل گشت مصرع آمد طبيب و درد به كلى علاج يافت .
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 853 | كتاب الله تبارك وتعالى / سيد محمد رضا جلالى نائين / شاه ولى الله محدث دهلوى / ملا حسين واعظ الكاشفى