تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 834

مساهمون:

ص٨٣٤
وَ جَحَدُوا بِها
و منكر شدند مر آن معجزها را
وَ اسْتَيْقَنَتْها
و بىگمان بودند بدان
أَنْفُسُهُمْ
دلهاى ايشان يعنى بيقين مىدانستند كه اين آيت‌ها از نزديك خداوند است و سحر نيست و انكار مىكردند
ظُلْماً
از روى ستمكارى
وَ عُلُوًّا
و بزرگى و سركشى
فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ
پس ببين كه چگونه بود
عاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ
آخر كار تباه‌كاران كه در دنيا به آب غرق شدند و در عقبى به آتش خواهند سوخت بيت همه حال مفسدان ناخوش است * سر انجام اهل فساد آتش است
وَ لَقَدْ آتَيْنا
و به درستى كه ما داديم
داوُدَ
داود بن ايشا
وَ سُلَيْمانَ
و سليمان پسر او را
عِلْماً
دانشى از احكام شرائع مادر وى گفته كه علم كيميا
وَ قالا
و گفتند بعد از عطاى علم
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي
ستايش و ثنا مر خداى را كه بسبب دانش
فَضَّلَنا
افزونى داد ما را
عَلى كَثِيرٍ مِنْ عِبادِهِ
بر بسيارى از بندگان خود كه
الْمُؤْمِنِينَ
گرويده‌اند
وَ وَرِثَ
و ميراث گرفت
سُلَيْمانُ داوُدَ
سليمان از داود نبوّت يا علم را و گفته‌اند ملك را به‌آنكه قائم مقام او شد دون پسران ديگر گويند داود را نوزده پسر بودند هر يك داعيه ملك داشتند حق سبحانه نامه مهر كرده از آسمان فرستاد و درو چند مسئله ياد كرد و فرمود كه هر كه از اولاد تو اين مسائل را جواب دهد بعد از تو وارث ملك باشد حضرت داود فرزندان را جمع كرد و احبار و اشراف را حاضر گردانيده مسئله‌ها را بر فرزندان عرض كرد كه بگوئيد كه نزديك‌ترين چيزها كدام است و دورترين اشيا چيست و آنكه انس به دو بيشتر است كدام است و آنكه وحشت افزايد چيست و كدام‌اند دو قائم و دو مختلف و دو دشمن و كدام كار است كه آخر آن ستوده است و كدام امر است كه عاقبت او نكوهيده است اولاد داود عليه السلام از جواب آن عاجز آمدند سليمان فرمود كه اگر اجازت باشد من جواب دهم داود عليه السلام دستورى داد سليمان ع گفت اقرب اشياء بآدمى موت است و ابعد اشياء آنچه مىگذرد از دنيا و آنكه انس به دو بيشتر است جسد انسان است با روح و اوحش اشيا بدن خالى از روح اما قائمان ارض و سمااند و مختلفان ليل و نهار و متباغضان موت و حيات و كارى كه آخرش محمود است حلم در وقت خشم و كارى كه عاقبتش مذموم است حدت در وقت غضب و چون جواب مسائل موافق كتاب منزل بود اكابر بنى اسرائيل همه بفضل و كمال سليمان ع معترف شدند و داود عليه السلام ملك به دو تسليم كرد و ديگر روز وفات كرد سليمان عليه السلام بر تخت نشست
وَ قالَ
و گفت سليمان ع
يا أَيُّهَا النَّاسُ
اى مردمان
عُلِّمْنا
آموخته شديم ما
مَنْطِقَ الطَّيْرِ
گفتار مرغان را هر جماعتى از طيور را آوازى است كه نوع ايشان از ان فهم معانى و اغراض مىكنند و آنچه سليمان عليه السلام را آموختند آن بود كه فهم كنند مرغان از يكديگر آورده‌اند كه روزى سليمان بلبلى ديد بر شاخى نشسته سر و دم مىجنبانيد و صداى مىكرد اصحاب خود را گفت كه مىدانيد كه اين بلبل چه مىگويد گفتند اللّه و رسوله اعلم سليمان عليه السلام فرمود كه مىگويد كه من امروز نيم خرما خورده‌ام خاك بر سر دنيا و فاخته آواز كرد فرمود كه مىگويد كاشكه اين خلايق مخلوق نشدندى و هم از سليمان منقولست كه در شان يعنى كبوتر خانگى مىگويد بزائيد براى مردن و بنا كنيد براى خراب شدن و طاوس مىگويد كه هر چه كنى مكافات آن يا بى و هدهد مىگويد هر كه رحم نكند خدا برو رحم نكند و خطاف مىگويد نيكى از پيش فرستيد تا نزديك خدا بيابيد و حمامه مىگويد سبحان ربى الاعلى ملاء سمائه و ارضه و قطا مىگويد كه هر كه خاموشى كند به سلامت ماند و طوطى مىگويد كه واى بر كسى كه مطلوب و مقصود وى دنيا باشد و باز مىگويد سبحان ربى العظيم و بحمده و صرد مىگويد كه استغفار كنيد اى گناهكاران و حداه مىگويد كل شىء هالك الا وجهه و هزار داستان مىگويد سبحان الخلاق الدائم و غراب نفرين مىكند بر عشّار و در وسيط باسناد صحيح خود نقل مىكند از ابن عمر رضى اللّه عنه كه از حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و سلّم پرسيدند كه خروس در فرياد خود چه مىگويد فرمود مىگويد اذكروا اللّه يا غافلون و هم در وسيط از ابن عباس رضى اللّه عنه نقل مىكند كه چكاوك در صفير خود مىگويد بار يا خدا يا لعنت كن بر دشمن محمد ص و آله و صحبه صلى اللّه عليه و سلم و سار مىگويد بار خدايا از تو قوت روز بروز مىخواهم يا رزاق و دراج مىگويد الرحمن على العرش استوى القصه دانستن زبان مرغان معجزهء سليمان عليه السلام است از ان سبب فرمود كه منطق الطير بمادر آموختند
وَ أُوتِينا
و داده شديم يعنى ما را عطا كرده‌اند
مِنْ كُلِّ شَيْءٍ
از هر چيزى كه بدان محتاج بوديم .
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 834 | كتاب الله تبارك وتعالى / سيد محمد رضا جلالى نائين / شاه ولى الله محدث دهلوى / ملا حسين واعظ الكاشفى