وَ الشُّعَراءُ
و شاعران مشرك چون ابن زبعرى و هبيره و مسامع و اميّه ثقفى
يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ
پيروى ايشان مىكنند سفهاى عرب يعنى روات ايشان در تيسير از امام علم الهدى رحمه اللّه نقل مىكند كه دو شاعر در باب حضرت رسالتپناه صلى اللّه عليه و سلّم و مذمت اسلام شعرها گفتند و مشركان ياد گرفته مىخواندند اين آيت در شان ايشان نازل شده
أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ
آيا نمىبينى كه ايشان
فِي كُلِّ وادٍ
در هر وادى از فنون كلام
يَهِيمُونَ
سرگردان مىشوند چون تشبيب و هزل و مطايبه و طعن در انساب و مدح نامستحق و هجو نالايق و افراط در مدح و ذم و امثال آن
وَ أَنَّهُمْ
و آنكه ايشان
يَقُولُونَ
مىگويند
ما لا يَفْعَلُونَ
آنچه نمىكنند يعنى بفسق ناكرده بر خود گواهى مىدهند و پيغامهاى ناداده به كسى در سلك نظم مىكشند و اگر كسى تفحص اشعار اهل جاهليت كند بر بسيارى ازين مقوله مطلع شود و در تفسير كواشى آورده كه بعد از نزول اين آيت حسان ابن رواحه و جمعى از شعراى صحابه بجناب نبوت پناه عليه الصلاة و السلام آمده بموقف عرض رسانيدند كه حق سبحانه مىداند كه ما شاعريم و ابن رواحه گفت مىترسم كه برين وصف بميريم حضرت رسالتپناه فرمود كه مؤمن جهاد مىكند به شمشير خود و به زبان خود و شعرى كه شما در شان كفار مىگوئيد بر ايشان سختتر است از تيغ و نيزه و اين آيت نازل شد
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا
شعراء متبوع سفيهان در همه بوادى سرگردانند مگر آنها كه ايمان آوردهاند
وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
و عملهاى شايسته كرده يعنى پيغمبر عليه السلام را ستايش نمودند و به هجو و مذمّت كفّار مشغول گشتند
وَ ذَكَرُوا اللَّهَ
و ياد كردند خداى تعالى را در اشعار خود
كَثِيراً
بسيار يعنى اكثر اشعار ايشان در تحميد و تمجيد و توحيد است و تحريص به طاعت و تنبيه از غفلت
وَ انْتَصَرُوا
و انتقام كشيدند از مشركان
مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا
پس از آنكه ستمديده شده بودند به هجا يعنى هجو ايشان را بر ايشان رد كردند حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم حسان را گفت اهج المشركين فان جبرئيل معك حضرت حقايق پناهى قدس سره در ديباچه ديوان اوّل آورده كه هر چند قادر حكيم جل ذكره در آيت كريمه و الشعراء يتبعهم الغاوون شعرا را كه سبّاحان بحر شعراند جمع ساخته و كمند لام استغراق در گردن ايشان انداخته گاه در غرقاب بىحد و غايت غوايت مىاندازد و گاه تشنهلب در وادى حيرت و ضلالت سرگردان مىسازد اما بسيارى از ايشان بهواسطه صلاح عمل و صدق ايمان در زورق امان الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات نشستهاند و بهواسطه بادبان و اذكروا اللّه كثيرا بساحل خلاص و ناحيه نجات پيوسته و يكى از افاضل گفته است بيت
شاعرانى را كه غاوى خواند در قرآن خداى * هست از ايشان هم به قرآن ظاهر استثناء من
وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا
و زود باشد كه بدانند آنان كه ستم كردهاند بكفر و افتراء و نسبت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم بشعر كه بعد از موت
أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ
بكدام مكان بازخواهندگشت مراد آنست كه منقلب ايشان آتش خواهد بود و اللّه تعالى اعلم بالصواب
سورة النمل
مكية و هى ثلث و تسعون آية
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - طس -
در لباب التفاسير از اخفش نقل مىكند كه حروف مقطّعه براى ابتداى كلام است و انتهاى كلام پس دلالت ايشان بر افتتاح و اختتام سخن باشد چنانچه اينجا طس ختم سوره شعرا و فتح سوره نمل است يا طا اشارت است به طهارت قدس الهى و س به سناى عزّ نامتناهى يا بطلب روندگان راه و سلامت قلوب ايشان از ما سواى اللّه
تِلْكَ
اين سوره
آياتُ الْقُرْآنِ
آيتهاى قرآن است
وَ كِتابٍ مُبِينٍ
و آيتهاى كتاب روشنكننده مر احكام حلال و حرام را عطف كتاب بر قرآن عطف احد وصفين است بر ديگرى قرآن به جهت آن گفت كه مىخوانند و كتاب باعتبار آنكه مىنويسند
هُدىً
اين كتاب راهنماينده است
وَ بُشْرى
و مژدهدهنده
لِلْمُؤْمِنِينَ
مر گرويدگان را .