الَّذِينَ
آنان كه
يُقِيمُونَ الصَّلاةَ
بهپاى مىدارند نماز را بحدود و اركان آن
وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ
و مىدهند زكات اموال خود را به به مستحقان
وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ
و حال آنكه ايشان بسراى ديگر
هُمْ يُوقِنُونَ
ايشان بىگمانانند تكرير ضمير اشارت باختصاص ايشان است در تصديق آخرت
إِنَّ الَّذِينَ
به درستى آنان كه
لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ
نمىگروند بسراى عقبى
زَيَّنَّا لَهُمْ
آراستهايم براى ايشان
أَعْمالَهُمْ
عملهاى زشت ايشان را يعنى مشتهاى طبع و محبوب نفس ايشان گردانيدهايم آنها را صاحب فوائد آورده كه در ايشان امانى و شهوات تركيب كردهايم تا كارهاى زشت را خوب مىبينند و اين حكم ختم و طبع دارد
فَهُمْ يَعْمَهُونَ
پس ايشان سرگردان مىشوند در ضلالت خود
أُوْلئِكَ
آن گروه
الَّذِينَ لَهُمْ
آنانند كه مر ايشان راست
سُوءُ الْعَذابِ
بدى عذاب يعنى عذاب بد در دنيا چون قتل و اسر روز بدر
وَ هُمْ فِي الْآخِرَةِ
و ايشان در سرائى ديگر
هُمُ الْأَخْسَرُونَ
و ايشان زيانكارترند بسبب فوت مثوبت و استحقاق عقوبت
وَ إِنَّكَ
و به درستى كه تو
لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ
تلقين كرده مىشوى قرآن را يعنى فرامىگيرى بتلقين جبرئيل كه مىآيد به تو
مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ
از نزديك خداوند راستكار
عَلِيمٍ
دانا
إِذْ قالَ
ياد كن چون گفت
مُوسى لِأَهْلِهِ
موسى بن عمران عليه السلام مر كسان خود را كه با او بودند در وقت توجه از مدين بمصر و راه گم كرده بود و زنش را مخاض پديد آمده و سرما دريافته
إِنِّي آنَسْتُ
به درستى كه من ديدهام
ناراً
آتشى افروخته
سَآتِيكُمْ
زود باشد كه بيارم
مِنْها بِخَبَرٍ
از ان آتش خبرى يعنى از كسى كه بر سر آن آتش باشد خبر راه بپرسم
أَوْ آتِيكُمْ
يا بيارم براى شما
بِشِهابٍ قَبَسٍ
شعله آتش فراگرفته
لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ
شايد كه شما گرم شويد به آن آتش
فَلَمَّا جاءَها
پس آن هنگام كه آمد موسى به نزديك آن آتش نورى ديد بىاحراق افروخته از درخت سبز و گويند آتشى بود محرق چون سائر آتشها و بر هر تقدير چون موسى عليه السلام آنجا رسيد
نُودِيَ
ندا كرده شد
أَنْ بُورِكَ
بهآنكه بركت داده باد
مَنْ فِي النَّارِ
هر كه در مكان آتش است يعنى در بقعه مباركه يا هر كه در طلب آتش است يعنى موسى عليه السلام
وَ مَنْ حَوْلَها
و هر كه گرداگرد آتش است يعنى ملائكه
وَ سُبْحانَ اللَّهِ
و بگو پاك است خداى تعالى
رَبِّ الْعالَمِينَ
پروردگار عالميان از تشبيه آوردهاند كه چون موسى عليه السلام اين ندا شنيد گفت نداكننده كيست ؟ باز ندا آمد كه .