يا مُوسى إِنَّهُ
اى موسى به درستى كه ندا زننده
أَنَا اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
منم خداى غالب حكمكننده بصواب
وَ أَلْقِ عَصاكَ
و بيفگن عصاى خود را ، موسى عصا بيفگند فى الحال مارى شد و آغاز رفتن كرد
فَلَمَّا رَآها
پس چون ديد موسى عليه السلام عصا را كه
تَهْتَزُّ
حركت مىكند باضطراب و بهر طرفى مىرود
كَأَنَّها جَانٌّ
گويا كه مارى است باريك تيزرو و در اوّل حال چون ماران خرد بوده و در آخر اژدها مىشد و در تفسير امام ابو الليث رح آورده كه در وادى مقدّس جان بوده و نزد فرعون ثعبان شده بهر وجه چون موسى آن صورت را مشاهده نمود
وَلَّى مُدْبِراً
روى بگردانيد در حالتى كه گريزان بود از خوف آن
وَ لَمْ يُعَقِّبْ
و بازنگشت بار ديگر ندا رسيد
يا مُوسى لا تَخَفْ
اى موسى مترس از غير من
إِنِّي لا يَخافُ
به درستى كه منم كه نترسند
لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ
نزديك من فرستادهشدگان يعنى ايشان را نزد من بدى عاقبت نيست تا از ان بترسند و ببايد ترسيد ستمكاران را
إِلَّا مَنْ ظَلَمَ
مگر كسى كه ستم كند
ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً
پس بدل كند و بجاى آرد نيكوئى
بَعْدَ سُوءٍ
بعد از بدى يعنى توبه كند بعد از گناه
فَإِنِّي غَفُورٌ
پس به درستى كه من آمرزندهام تائبان را
رَحِيمٌ
مهربانم بر ايشان
وَ أَدْخِلْ يَدَكَ
و درآر دست خود را
فِي جَيْبِكَ
در گريبان پيراهن خود حضرت موسى آستين نداشت پس حكم شد كه دست در گريبان كن
تَخْرُجْ
تا بيرون آيد
بَيْضاءَ
سفيد و درخشنده و نورانى
مِنْ غَيْرِ سُوءٍ
بىعلتى يعنى سفيدى او از علّت برص مبرا باشد پس موسى عليه السلام دست در گريبان برد و درخشان و نورانى بيرون آورد ندا رسيد كه اين دو آيت ظاهر كن
فِي تِسْعِ آياتٍ
در جمله نه آيت كه معجزات تو است و برو به رسالت
إِلى فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ
بسوى فرعون و گروه او
إِنَّهُمْ كانُوا
به درستى كه ايشان هستند
قَوْماً فاسِقِينَ
گروهى بيرونرفتگان از دائره فرمان
فَلَمَّا جاءَتْهُمْ
پس چون بيامد بفرعون و قوم او
آياتُنا
دلائل قدرت ما و براهين رسالت موسى
مُبْصِرَةً
روشن و هويدا
قالُوا
گفتند فرعونيان
هذا سِحْرٌ مُبِينٌ
اين جادوى روشن است يعنى همه كس دانند كه اين سحر است .