إِنَّهُمْ
به درستى كه ايشان
عَنِ السَّمْعِ
از شنيدن كلام ملائكه
لَمَعْزُولُونَ
دورشدگانند يا كنارهرفتگان
فَلا تَدْعُ
پس مخوان مخاطب آن حضرت است مراد غير او هر يكى از امتان را مىگويد مخوان و مپرست
مَعَ اللَّهِ
با خداى به حق
إِلهاً آخَرَ
خداى ديگر
فَتَكُونَ
پس باشى تو
مِنَ الْمُعَذَّبِينَ
از عذابكردهشدگان
وَ أَنْذِرْ
و بيم كن خطاب خاص است به آن حضرت مىفرمايد كه بترسان از عذاب خداى
عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
خويشان نزديكتر خود را آن حضرت بعد از نزول اين آيت به كوه صفا برآمده يك يك ايشان را ندا كرد و چون جمع شدند فرمود اگر گويم شما را كه در زير اين كوه جمعى سوارانند مرا تصديق مىكنيد گفتند آرى فرمود كه من بيمكنندهام شما را از عذاب سخت كه در پيش است قوم از استماع اين سخن متغير گشته متفرق شدند و ابو لهب به ايذاى وى برخواست
وَ اخْفِضْ
و فراگير
جَناحَكَ
بال خود را يعنى مهربانى ورزد اكرام كن
لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
مر آن را كه پيروى تو كرده است از گرويدگان
فَإِنْ عَصَوْكَ
پس اگر نافرمانى كنند عشيره تو و متابعت تو ننمايند
فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ
پس بگو به درستى كه من بيزارم
مِمَّا تَعْمَلُونَ
از آنچه شما مىكنيد و مرا بدان مؤاخذه نخواهند كرد
وَ تَوَكَّلْ
و توكّل كن در كفايت مهمات خود
عَلَى الْعَزِيزِ
بر خداى غالب كه قادر است بر قهر اعداء
الرَّحِيمِ
مهربان كه توانا است بر نصرت اوليا
الَّذِي يَراكَ
آنكه مىبيند ترا
حِينَ تَقُومُ
آن هنگام كه برمىخيزى به نماز تهجد و تنها مىگذارى
وَ تَقَلُّبَكَ
و مىبيند گشتن ترا يعنى تصرف فرمودن
فِي السَّاجِدِينَ
در ميان نمازگزارندگان بقيام و ركوع و سجود و قعود وقتى كه امامت ايشان مىكنى
إِنَّهُ
به درستى كه خداى
هُوَ السَّمِيعُ
اوست شنوا بقول تو
الْعَلِيمُ
دانا به نيت تو
هَلْ أُنَبِّئُكُمْ
آيا خبر كنم شما را كه همواره
عَلى مَنْ
بر كسى از مردمان
تَنَزَّلُ الشَّياطِينُ
فرود آيند ديوان قبل ازين ذكر فرمود كه روا نباشد نزول شياطين بر محمد به جهت عدم تناسب و تجانس و اينجا بيان مىفرمايد كه
تَنَزَّلُ
فرود مىآيند ديوان
عَلى كُلِّ أَفَّاكٍ
بر هر دروغگوى
أَثِيمٍ
بزهكارى مثل كاهنان كه ايشان
يُلْقُونَ السَّمْعَ
فرا مىدارند گوش خود را به سخن شياطين و فرامىگيرند از ايشان اخبار دروغ و ديگر دروغها به آن اضافه مىكنند
وَ أَكْثَرُهُمْ كاذِبُونَ
و بيشتر ايشان دروغگويانند در انوار فرموده كه بعضى اكثر را بكل تفسير كردهاند يعنى همان ايشان به صفت كذب موصوفند .