تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 829

مساهمون:

ص٨٢٩
كَذلِكَ
همچنين
سَلَكْناهُ
درمىآوريم انكار و عناد را
فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ
در دلهاى مشركان مكّه
لا يُؤْمِنُونَ بِهِ
نمىگروند به قرآن
حَتَّى يَرَوُا الْعَذابَ الْأَلِيمَ
تا وقتى كه ببينند عذابى دردناك را در دنيا چنانچه امم گذشته ديدند يا در قيامت
فَيَأْتِيَهُمْ
پس بيايد آن عذاب بر ايشان
بَغْتَةً
ناگهان
وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
و ايشان ندانند وقت آمدن آن
فَيَقُولُوا
پس گويند
هَلْ نَحْنُ مُنْظَرُونَ
آيا هستيم ما درنگ داده‌شدگان يعنى آيا ما را مهلت دهند تا بگرويم و تصديق كنيم
أَ فَبِعَذابِنا
آيا به عذاب ما
يَسْتَعْجِلُونَ
شتاب مىكنند و مىگويند امطر علينا حجارة و فاتنا بما تعدنا و حال آنكه در وقت رويت عذاب مهلت مىطلبند
أَ فَرَأَيْتَ
آيا ديدى و دانستى كه ما
إِنْ مَتَّعْناهُمْ
اگر برخوردارى دهيم ايشان را
سِنِينَ
سالها و زندگانى بخشيم
ثُمَّ جاءَهُمْ
پس بيايد بديشان
ما كانُوا يُوعَدُونَ
آنچه بودند كه وعده كرده شدند از عذاب
ما أَغْنى عَنْهُمْ
دفع نكند از ايشان عذاب را
ما كانُوا يُمَتَّعُونَ
آنچه بودند كه بدان برخوردارى يافته بودند يعنى تمتع دنيا و نعيم آن دافع عذاب و مانع عقاب نخواهد بود و در كشاف آورده كه ميمون بن مهران آرزومند لقاى شيخ حسن بصرى رح بوده روزى او را در طواف خانه كعبه دريافت و گفت مرا پندى ده شيخ اين آيت برو خواند ما اغنى عنهم ما كانوا يمتعون گفت لقد وعظت و ابلغت پندى دادى و سخن را تمام كردى نظم
جهان بىوفائيست مردم فريب * كه از دل ربايد قرار و شكيب نگر تا به جاهش نگردى اسير * نيفتى پى مالش اندر زحير كه آن دم كه مرگ اندر آيد به راه * نه مالت كند دستگيرى نه جاه
وَ ما أَهْلَكْنا
و هلاك نه‌كرديم
مِنْ قَرْيَةٍ
اهل هيچ ديهى را
إِلَّا لَها
مگر مر اهالى آن را
مُنْذِرُونَ
بيم‌كنندگان بودند
ذِكْرى
از براى پند دادن يعنى اوّل پيغمبران فرستاديم تا ايشان را به حق دعوت كردند و از عذاب ترسانيدند و چون تصديق نه‌نمودند و در عناد و جحود افزودند مستحق عقوبت گشتند
وَ ما كُنَّا
و نيستيم ما
ظالِمِينَ
ستمكاران كه قبل از انذار هلاك كنيم و در موضح آورده كه قريش مىگفتند ديوى كه انى نام دارد و نزد محمد ص مىآيد و قرآن برو مىخواند حق سبحانه نفى سخن ايشان كرده فرمود كه
وَ ما تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّياطِينُ
و فرود نيايند به قرآن ديوان
وَ ما يَنْبَغِي
و نشايد و روا نبودى
لَهُمْ
مر ايشان را فرود آوردن قرآن
وَ ما يَسْتَطِيعُونَ
و نتوانند و قادر نباشند بر آن كه شهب و ملايكه ايشان را از رفتن آسمان مانع‌اند .
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 829 | كتاب الله تبارك وتعالى / سيد محمد رضا جلالى نائين / شاه ولى الله محدث دهلوى / ملا حسين واعظ الكاشفى