تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 828

مساهمون:

ص٨٢٨
إِنَّ فِي ذلِكَ
به تحقيق كه درين عذاب كه از ابر آبدار آتش سوزان بيرون آمد
لَآيَةً
هر آئينه نشانه‌ايست بر كمال قدرت منتقم حقيقتى
وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ
و نبودند بيشتر اصحاب ايكه مؤمنان مراد همه ايشان است چه مردى نيست كه از اهل ايكه كسى بشعيب عليه السلام گرويده باشد بخلاف اصحاب مدين كه جمعى از ايشان إيمان آورده‌اند
وَ إِنَّ رَبَّكَ
و به درستى كه آفريدگار تو
لَهُوَ الْعَزِيزُ
اوست غالب‌كننده انبياء عليهم السلام را بر اعداى ايشان
الرَّحِيمُ
مهربان بانبياء و متابعان ايشان و اين آخر قصص هفت پيغمبر است كه بر سبيل اختصار براى تسلّى دل مبارك سيد مختار عليه الصلاة و السلام درين سوره مذكور شد و تهديد مكذّبان قريش نيز هست تا معلوم كنند كه هر امتى كه تكذيب پيغمبرى كردند معذب گشته‌اند و ايشان را نيز بر تكذيب پيغمبر عذابى خواهد رسيد
وَ إِنَّهُ
و به درستى كه قرآن
لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ
فروفرستاده پروردگار عالميان است
نَزَلَ
فروفرستاد خداى
بِهِ
به قرآن
الرُّوحُ الْأَمِينُ
جبرئيل ع را
عَلى قَلْبِكَ
بر دل تو يعنى جبرئيل تلقين كرد ترا و تو فراگرفتى از وى و در دل خود نگاه داشتى حفص به تخفيف نزل و رفع حا و نون از روح الامين خواند يعنى فرود آمد جبرئيل با قرآن بر دل تو و تو از وى اخذ كردى پس دل تو دعاء آن شد و اين به مثابه آنست كه گويا بر دل تو فرود آورده
لِتَكُونَ
تا باشى تو
مِنَ الْمُنْذِرِينَ
از بيم‌كنندگان مر خلق را
بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ
به زبان عربى هويدا و منذران بلسان عربى شعيب ع و هود ع و صالح ع و اسماعيل‌اند
وَ إِنَّهُ
و به درستى كه ذكر قرآن يا نعت حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم
لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ
در كتب پيشينيان بوده و در بعضى تفاسير آورده‌اند كه مشركان عرب در بعضى از امور خود كه مشكل بودى رجوع به احبار بنى اسرائيل كردندى و سخنى كه ايشان در ان گفتندى قبول كرده حجت مىدانستندى حق سبحانه فرمود كه
أَ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ
آيا نيست مشركان قريش را
آيَةً
نشانه بر صحت قرآن يا به نبوت محمد عليه الصلاة و السّلام
أَنْ يَعْلَمَهُ
آنكه مىدانند قرآن را به صفت او يا پيغمبر را بنعت او
عُلَماءُ بَنِي إِسْرائِيلَ
دانايان بنى اسرائيل كه بر كتب سلف گذشته‌اند و شهادت مردم دانا بر چيزى موجب يقين و تحقيق آنست
وَ لَوْ نَزَّلْناهُ
و اگر ما مىفرستاديم قرآن را
عَلى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ
بر برخى از آنها كه غير عربند هم بلغت عرب
فَقَرَأَهُ
پس بخواندى آن عجمى قرآن را
عَلَيْهِمْ
بر ايشان بلغت ايشان و اين دليل زيادتى اعجاز قرآن بودى كه عجمى كلام عربى را كه در غايت فصاحت و نهايت بلاغت باشد بخواند
ما كانُوا بِهِ
نبودندى ايشان به آن قرآن منزل مؤمنين ايمان‌آورندگان چه گفتندى كه عرب را از متابعت عجم عار است يا اگر قرآن را بر اعجمى بلغت غير عربى منزل مىساختيم كافران عرب بدان نمىگرويدند كه ما فهم نمىكنيم و معنى آن در نمىيابيم .