تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 827

مساهمون:

ص٨٢٧
أَوْفُوا الْكَيْلَ
و تمام پيمائيد پيمانه را
وَ لا تَكُونُوا
و مباشيد
مِنَ الْمُخْسِرِينَ
از كاهندگان و زيان‌رسانندگان بحقوق مردمان
وَ زِنُوا
و بسنجيد
بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ
به ميزان راست
وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ
و كم مكنيد مردمان را
أَشْياءَهُمْ
چيزها از حقوق ايشان
وَ لا تَعْثَوْا
و غايت تباهى مجوئيد
فِي الْأَرْضِ
در زمين ايكه بقتل و غارت و قطع طريق
مُفْسِدِينَ
در حالتى كه قصد فساد داريد
وَ اتَّقُوا الَّذِي
و حذر كنيد از عقوبت آن كسى كه بقدرت كامله
خَلَقَكُمْ
بيافريد شما را
وَ الْجِبِلَّةَ الْأَوَّلِينَ
و گروه پيشينيان را
قالُوا
گفتند اهل ايكه
إِنَّما أَنْتَ
جز اين نيست كه تو
مِنَ الْمُسَحَّرِينَ
از جادوكرده‌شدگانى يعنى از آنها كه ايشان را مرة بعد مرة جادوى كرده‌اند تا حدى كه اثر عقل از ايشان محو شد يا از آفريده‌شدگانى كه ايشان را سحر باشند يعنى ميان‌تهىاند و محتاج بطعام و شراب
وَ ما أَنْتَ
و نيستى تو
إِلَّا بَشَرٌ
مگر آدمى
مِثْلُنا
مانند ما در صفات بشريه پس بچه چيز بر ما تفضل مىكنى و دعوى رسالت از كجا آوردى
وَ إِنْ نَظُنُّكَ
و به درستى كه گمان بريم ما ترا
لَمِنَ الْكاذِبِينَ
از دروغ‌گويان در دعوى خود
فَأَسْقِطْ
پس فرود آر و بيفگن يعنى خداى تعالى خود را بگو تا بيفگند
عَلَيْنا كِسَفاً مِنَ السَّماءِ
بر ما پاره ابر از آسمان كه درو عذابى باشد
إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
اگر هستى تو از راه راست‌گويان كه بر ما عذاب فرود خواهد آمد
قالَ
گفت شعيب عليه السلام
رَبِّي أَعْلَمُ
پروردگار من داناتر است
بِما تَعْمَلُونَ
به‌آنچه شما مىكنيد از عبادت اصنام و احتكار طعام و كم‌فروشى و ساير معاصى و عذابى كه مكافات آن اعمال باشد بشما خواهد رسانيد و اگر امهال باشد اهمال نخواهد بود نظم
مهلت ده روزه ظالم مبين * فتنه ببين و مبدش در كمين اوّل حالش همه عيش است و ناز * آخر كارش همه سوز و گداز
آورده‌اند كه چون قوم شعيب ع در انكار و استكبار از حد تجاوز كردند حق سبحانه هفت شبان روز حرارتى سخت بر ايشان گماشت به مثابه كه آب چاه و چشمه ايشان به جوش آمد و نفسهاى ايشان فروگرفت بدرون خانها درآمدند حرارت زياده شد روى به بيشه نهادند و هر يك در پاى درختى افتاده از گرما پخته مىشد كه ناگاه ابر سياه در هوا پديد آمد و نسيمى خنك ازو وزيدن گرفت اصحاب ايكه خوش‌دل شده يكديگر را آواز دادند كه بيائيد تا در زير سايبان ابر آسايشى كنيم همين كه همه ايشان در زير ابر مجتمع شدند آتشى از وى بيرون آمد و همه را بسوخت چنانچه حق سبحانه فرمود كه
فَكَذَّبُوهُ
پس تكذيب كردند شعيب عليه السلام را
فَأَخَذَهُمْ
پس گرفت ايشان را
عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ
عذاب يوم ظله و ظله در لغت عرب سايبان است چه ابر سياه به شكل سايبان بر بالاى سر ايشان بوده و گفته‌اند كه چون حرارت ايشان به‌غايت رسيد حق سبحانه كوهى را فرمان داد تا از جاى خود برخاست و چون سايبانى در هوا بايستاد و در زير آن آبهاى خنك پديد آمد ايشان پناه به زير آن كوه آوردند و بر ايشان فرود آمد و همه را هلاك كرد
إِنَّهُ كانَ
به درستى كه عذاب روز ظلّه بود
عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ
عذاب روزى بزرگ .