تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 824

مساهمون:

ص٨٢٤
وَ تَنْحِتُونَ
و مىتراشيد براى مساكن خود
مِنَ الْجِبالِ
از كوهها
بُيُوتاً
خانها
فارِهِينَ
در حالتى كه ماهريد در تراشيدن سنگها
فَاتَّقُوا اللَّهَ
پس بترسيد از خداى تعالى و امل دور و دراز پيش مگيريد
وَ أَطِيعُونِ
و فرمان بريد مرا در احكام
وَ لا تُطِيعُوا
و اطاعت مكنيد
أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ
فرمان كافران را كه اسراف كردند بر نفس خود به ورزيدن كفر
الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ
آنان كه تباهى مىكنند در زمين حجر
وَ لا يُصْلِحُونَ
و بصلاح نمىآرند كار خود را مراد آن نه تن‌اند كه قصد هلاك صالح كردند و قصّه ايشان در سوره نمل مذكور خواهد شد ان‌شاءالله تعالى
قالُوا
گفتند قوم ثمود در جواب صالح عليه السلام
إِنَّما أَنْتَ
جزين نيست كه تو
مِنَ الْمُسَحَّرِينَ
از سحركرده‌شدگانى يعنى ترا بسيار جادوئى كرده‌اند تا عقل تو مغلوب شده
ما أَنْتَ
نيستى تو
إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا
مگر آدمى مانند ما به صورت بشريه قوم بصالح عليه السلام نظر كردند و از حقيقت حال وى محجوب شده ندانستند كه انسان وراى صورت چيزى ديگر است نظم
چند صورت بينى اى صورت‌پرست * جان بىمعنى است كز صورت نرست درگذر از صورت و معنى نگر * زان كه مقصود از صدف باشد گهر
و چون قوم ثمود وابسته صورت بودند صالح ع را به صورت خود ديدند بهانه‌جويان گفتند تو مثل ما بشرى دعوى رسالت چرا مىكنى و چون ترك نمىگيرى و درين دعوى مصرى
فَأْتِ بِآيَةٍ
پس بيار نشانه از خوارق عادات
إِنْ كُنْتَ
اگر هستى تو
مِنَ الصَّادِقِينَ
از راست‌گويان در دعوى خود صالح عليه السلام فرمود كه شما چه مىطلبيد ايشان اقتراح كردند كه ازين سنگ معين ناقه به اين هيئات بيرون آر چون مدعاى ايشان حاصل شد
قالَ هذِهِ ناقَةٌ
صالح عليه السلام گفت اين است ناقه كه شما طلبيديد
لَها شِرْبٌ
مر او را نصيبى است از آب
وَ لَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَعْلُومٍ
و شما را نصيبى از آبشخور روزى دانسته شده يعنى يك روز از آن اوست و روزى از آن شما و در نوبت وى مزاحم وى مشويد
وَ لا تَمَسُّوها
و مس مكنيد وى را
بِسُوءٍ
به بدى يعنى قصد زدن و كشتن وى مكنيد و اگر چنان كنيد
فَيَأْخُذَكُمْ
پس بگيرد شما را
عَذابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ
عذاب روزى بزرگ بزرگى روز از جهت بزرگى عذاب است درو
فَعَقَرُوها
پس پى كردند ناقه را
فَأَصْبَحُوا نادِمِينَ
پس گشتند پشيمان نزديك نزول بلا .