أُوْلئِكَ
آن گروه كه مذكور شدند
يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ
پاداش داده شوند به غرفه بهشت يعنى موضعى بلند در ان و گفتهاند غرفه اسمى است از اسماى بهشت و در فصول عبد الوهاب رح آورده كه كوشكها است بر چهار قائمه نهاده از زر و نقره و لؤلؤ و مرجان و اين چنين منازل بديشان دهند
بِما صَبَرُوا
بهآنچه صبر كردند بر مشقت در دنيا و ايذاى كفار و ترك مستلذات يا بر فقر و احتياج يا بر اداى فرائض
وَ يُلَقَّوْنَ
و ببينند يعنى بيابند و حفص بتشديد خواند به صيغه مجهول يعنى داده شوند
فِيها
در بهشت
تَحِيَّةً وَ سَلاماً
زندگانى باقى و سلامتى از آفات و مخافات يا دعاى زندگانى و سلامت شنوند يا ملائكه بر ايشان تحيت و سلام گويند يا تحيت از ملائكه يابند و سلام از خداى شنوند -
خالِدِينَ فِيها
در حالتى كه جاويد باشند در بهشت يا مخلد باشند در تحيت و سلام
حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا
نيكوقرارگاهى است بهشت
وَ مُقاماً
و جاى بودنى
قُلْ
بگو اى محمد ص مكيان را كه
ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي
چه وزن نهد خداى شما را يعنى چه قدر باشد شما را نزديك خداى تعالى
لَوْ لا دُعاؤُكُمْ
اگر نه خواندن و پرستيدن شما باشد مر او را چه شرف انسان بشناختن و عبادتست
فَقَدْ كَذَّبْتُمْ
پس به درستى كه شما تكذيب كرديد مر او تقصير نموديد در عبادت حق
فَسَوْفَ يَكُونُ لِزاماً
پس زود باشد كه تكذيب شما ملازم شما باشد كه ترك نكنيد و يا باشد عقوبت تكذيب لازم شما تا وقتى كه شما را به دوزخ رساند و آنجا نيز ملازم شما بود و گويند لزام قتل روز بدرست و اللّه تعالى اعلم -
سورة الشعراء
مكية و هى مائتان و سبع و عشرون آية
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - طسم
در معالم از قتاده رح نقل مىكنند كه حروف مقطعه اسامى قرآنند و لهذا در اغلب بعد ازين حروف ذكر قرآن مىآيد و گويند اسميست از اسماى الهى يا هر حرفى اشارتست به اسمى چنانچه طسم بطاهر و ساتر و مجيد و گفتهاند مشير است به طوبى و سدرة المنتهى و محمد صلعم و در بحر الحقائق آورده كه طا اشارتست بطيران مرغان هواى وحدت كه طائراند باللّه و سين عبارتست از سير روندگان طريق معرفت كه سائراند الى اللّه و ميم ايماى مىكند بمشى سالكان سبيل عبوديت كه مىروند للّه و فى اللّه يا اشارتست بطلب متبديان و سرور متوسطان و مشاهده منتهيان صاحب كشف الاسرار فرموده كه حق سبحانه ، قسم ياد مىكند به طهارت عزّ ازلى و ثناى جبروت ابدى و مجد و جلال سرمدى جواب قسم اينست
تِلْكَ
اين سوره
آياتُ الْكِتابِ الْمُبِينِ
آيتهاى كتاب هويداست يعنى قرآن كه روشن است احكام حلال و حرام او و مبين بمعنى پيداكننده نيز هست يعنى قرآن حق و باطل را ظاهر مىگرداند و مقدمات هدايت و نتائج ضلالت را آشكارا مىسازد و چون قريش چنين كتابى را تكذيب كرده ايمان نياوردند و حضرت رسالتپناه عليه السّلام بر ايمان ايشان بهغايت حريص بود اين صورت بخاطر مبارك آن حضرت عليه السلام شاق آمد حق سبحانه جهت تسلّى دل وى آيت فرستاد كه
لَعَلَّكَ
مگر تو
باخِعٌ نَفْسَكَ
هلاككننده و كشنده نفس خود را
أَلَّا يَكُونُوا
بهآنكه نمىشوند ايشان
مُؤْمِنِينَ
گرويدگان به قرآن .