وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ
و اوست آنكسىكه بيافريد
مِنَ الْماءِ بَشَراً
از آب آدم را عليه السلام يعنى آبى كه طينت او را بدان تخمير كرد و آن جزويست از ماده او يا خلق كرد آدمى را از آب منى
فَجَعَلَهُ
پس گردانيد او را
نَسَباً وَ صِهْراً
خداوند نژاد و پيوند يعنى انسان را دو قسم كرد ذكور كه نسبت نسب بديشان بود و اناث كه مصاهرت به ايشان وجود گيرد و گويند نسب آنست كه نكاح او روا نبود و صهر آنكه مناكحت با او حلال بود
وَ كانَ رَبُّكَ
و هست آفريدگار تو
قَدِيراً
توانا بر آفريدن بنات و بنين
وَ يَعْبُدُونَ
و مىپرستند مشركان
مِنْ دُونِ اللَّهِ
بجز خداى تعالى
ما لا يَنْفَعُهُمْ
آنچه ايشان را نفع نرساند چون پرستش او كنند
وَ لا يَضُرُّهُمْ
و زيان نكند چون او را نهپرستند مراد بتانند و يا هر معبودى كه باشد غير خداى
وَ كانَ الْكافِرُ
و هست ناگرونده
عَلى رَبِّهِ
بر نافرمانى پروردگار خود
ظَهِيراً
همپشت شيطان و معاون او
وَ ما أَرْسَلْناكَ
و نفرستاديم ترا به كافه خلق
إِلَّا مُبَشِّراً
مگر مژدهدهنده مؤمنان به مثوبت الهى
وَ نَذِيراً
و بيمكننده كافران به عقوبت نامتناهى
قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ
بگو نمىخواهم شما را
عَلَيْهِ
بر تبليغ رسالت
مِنْ أَجْرٍ
هيچ مزدى
إِلَّا مَنْ شاءَ
مگر كسى كه خواهد
أَنْ يَتَّخِذَ
آنكه فراگيرد
إِلى رَبِّهِ
بسوى رضا و قرب پروردگار خود
سَبِيلًا
راهى يعنى مزد من ايمان و طاعت مؤمنان است زيرا كه مرا بر آن عند اللّه اجرى مقرر هست و ثابت گشته كه هر پيغمبرى را بر ابر عباد و صلحاى امت او ثواب خواهد بود
وَ تَوَكَّلْ
و توكّل كن بر استيفاى اجرت خود
عَلَى الْحَيِّ الَّذِي
بر آن زنده كه هرگز
لا يَمُوتُ
نميرد كه متوكل بر زندگان ديگر بموت ايشان ضائع و بىبهره ماند
وَ سَبِّحْ بِحَمْدِهِ
و به پاكى ياد كن خداى را از صفات نقصان در حالتى كه ثنا گوينده باشى برو باوصاف كمال
وَ كَفى بِهِ
بسنده است خداى تعالى
بِذُنُوبِ عِبادِهِ
بگناهان پوشيده و آشكاره بندگان خود
خَبِيراً
دانا و مطلع بر ان
الَّذِي
آن خداوندى كه به توانائى بىعجز
خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
بيافريد آسمانها و زمينها
وَ ما بَيْنَهُما
و آنچه ميان ايشان است از اركان و مواليد
فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ
در مقدار شش شبانروز از ايّام دنيا
ثُمَّ اسْتَوى
پس مستولى شد امر او
عَلَى الْعَرْشِ
بر عرش مجيد كه بزرگترين مخلوقات است
الرَّحْمنُ
اوست بزرگبخشايش
فَسْئَلْ بِهِ
پس بپرس از ذات و صفات او
خَبِيراً
دانائى را يا سؤال كن از خلق و استواى كسى را كه دانا بود به آن .