وَ هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّياحَ
و او آنكسست كه فرستاد بادها را
بُشْراً
بشارتدهندگان
بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ
پيش از نزول رحمت او كه بارانست يعنى وزيدن ايشان غالبا دلالت مىكند بر وقوع مطر در أوان آن
وَ أَنْزَلْنا
و فروفرستاديم
مِنَ السَّماءِ
از آسمان يا از ابر
ماءً طَهُوراً
آبى پاك و پاككننده
لِنُحْيِيَ بِهِ
تا زنده كنيم به آن آب
بَلْدَةً مَيْتاً
شهرى مرده را يعنى موضعى كه درو خشكسالى بود يا مكانى را كه در زمستان خشك و افسرده گشته
وَ نُسْقِيَهُ
و بياشامانيم آب را
مِمَّا خَلَقْنا
از آنچه آفريدهايم
أَنْعاماً
چهارپايان را
وَ أَناسِيَّ كَثِيراً
و مردمان فراوان را از اهل بودى چه ارباب قرى و مدائن را انهار و ينابيع است كه بدان از آشاميدن آب باران مستغنىاند
وَ لَقَدْ صَرَّفْناهُ
و به درستى كه مقرر گردانيديم باران را
بَيْنَهُمْ
ميان مردمان در بلدان مختلفه و اوقات متغايره بصفات متفاوت بعضى بزرگ قطره و برخى ريزه يا تكرار كرديم سخن ابر و باران در قرآن
لِيَذَّكَّرُوا
تا ياد كنند قدرت مرا و تفكر كنند دران نعمت و شكر او بجاى آرند
فَأَبى أَكْثَرُ النَّاسِ
پس سرباز زدند بيشتر مردمان و قبول نكردند
إِلَّا كُفُوراً
مگر ناسپاسى و كفران نعمت را
وَ لَوْ شِئْنا
و اگر مىخواستيم
لَبَعَثْنا
هر آئينه مىبرانگيختيم
فِي كُلِّ قَرْيَةٍ
در هر ديهى و مجتمعى
نَذِيراً
پيغمبرى بيمكننده اما به جهت تعظيم شان و علو مكان تو نبوت را بر تو ختم كرديم و ترا به كافه مردمان تا روز قيامت مبعوث ساختيم
فَلا تُطِعِ الْكافِرِينَ
پس فرمان مبر كافران را كه ترا بدين آبا دعوت مىكنند
وَ جاهِدْهُمْ بِهِ
و جهاد كن با ايشان به قرآن يا باسلام يا به شمشير يا به ترك طاعت ايشان
جِهاداً كَبِيراً
جهاد كردنى بزرگ يعنى سخت و بسيار
وَ هُوَ الَّذِي
و اوست آنكسىكه به حكمت شامله
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ
به هم گذاشت دو دريا را يعنى مجاور و ملاصق هم ساخته بىآنكه بهم آميزند
هذا عَذْبٌ فُراتٌ
اين يك آب شيرين تشنگى نشاننده
وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ
و اين ديگر آبى شور به تلخى زننده يعنى بحر روم و فارس
وَ جَعَلَ بَيْنَهُما
و بساخت ميان اين دو دريا
بَرْزَخاً
حاجزى و مانعى از قدرت خود
وَ حِجْراً مَحْجُوراً
و حدى مقرر و يا گردانيديم حرام و ناروا كه يكى بر ديگرى غلبه كند در لباب گويد عذب فرات جويهاى بزرگ است چون نيل و سيحون و جيحون و دجله و ملح اجاج سائر درياها و برزخ ميان اينها بيابانها و شهرها كه واقع شده است محققان برآنند كه بحرين خوف و رجاست كه در دل مؤمن هيچ يك ديگرى غلبه ندارد كه لو وزن خوف المؤمن و و رجاؤه لاعتدلا و برزخ حمايت الهى و عنايت نامتناهى .