وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا
و گفتند آنان كه كافر شدند از يهود و نصارى يا مشركان عرب
لَوْ لا نُزِّلَ
چرا فروفرستادهنمىشود
عَلَيْهِ الْقُرْآنُ
بر محمد قرآن
جُمْلَةً واحِدَةً
جمله يگانه يعنى بهيكبار چنانچه توريت و انجيل
كَذلِكَ
همچنين فروفرستاديم پراگنده
لِنُثَبِّتَ بِهِ
تا ثابت گردانيم و قوّت دهيم بايصال وحى در هر وقتى
فُؤادَكَ
دل ترا يا بتفريق وحى دل ترا بر حفظ آن ممكن سازيم
وَ رَتَّلْناهُ
و برخوانديم قرآن را بعضى از پى بعضى
تَرْتِيلًا
خواندنى به مهلت و تانّى بىانقطاع بعيد اين اعتراض مشركان هيچ حاصلى نداشته چه اعجاز قرآن بهآنكه پراگنده يا مجموع نازل شود مختلف نمىشود و در تفريق فوائد هست يكى سهولت حفظ چه موسى و داود عليهما السلام كه كتاب ايشان بهيكبار فرود آمده بود خواننده و نويسنده بودند آن حضرت صلى اللّه عليه و سلّم امى بود اگر كتاب او بهيكبار نازل شدى حفظ آن مشكل بودى و ديگر نزول آن بحسب وقايع موجب مزيد بصيرت مىشد و سبب زيادتى خوض در معنى آن ديگر آنكه بهر نجمى كه فرومىآمد تحدّى مىنمود و اعجاز قرآن و عجز ايشان ظاهر مىگشت و ديگر نزول جبرئيل ع موجب تسلّى خاطر آن حضرت مىشد و ديگر در قرآن ناسخ و منسوخ است و آن تعلق باوقات مختلفه دارد و هر آئينه ناسخ متاخر از منسوخ بايد و اجتماع هر دو در آنى واحد نشايد و ديگر آنكه قرآن مشتمل است بر اسئله و اجوبه و جواب در عقب سؤال بايد
وَ لا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ
و نمىآرند مشركان براى تو مثلى يعنى در قدح نبوت و طعن كتاب تو سخن نمىگويند
إِلَّا جِئْناكَ بِالْحَقِّ
مگر كه مىآريم براى تو جواب راست و درست كه ببرهان قاطع قول ايشان رد كند
وَ أَحْسَنَ تَفْسِيراً
و مىآريم آن چيز را كه نيكوترست از روى بيان
الَّذِينَ يُحْشَرُونَ
مشركان آنانند كه حشر كرده شوند
عَلى وُجُوهِهِمْ
به رويهاى خود يعنى روى بر زمين نهاده مىروند
إِلى جَهَنَّمَ
بسوى دوزخ
أُوْلئِكَ
آن گروه
شَرٌّ مَكاناً
بدتراند از روى مكان يعنى مكان ايشان بدترست از منازل مؤمنان كه در دنيا داشتند و ايشان طعن مىزدند
أَيُّ الْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌ مَقاماً وَ أَحْسَنُ نَدِيًّا
وَ أَضَلُّ سَبِيلًا
و كجتر و ناصوابتراند از جهت راه چه راه ايشان مفضى به آتش دوزخ است
وَ لَقَدْ آتَيْنا
و هرآئينه ما داديم
مُوسَى الْكِتابَ
موسى عليه السلام را توريت بعد از غرق شدن فرعون
وَ جَعَلْنا
و گردانيديم پيش از ان
مَعَهُ
با او
أَخاهُ هارُونَ
برادر او هارون عليه السلام را
وَزِيراً
يار و مددگار در دعوت و اعلاى كلمه
فَقُلْنَا اذْهَبا
پس گفتيم برويد هر دو
إِلَى الْقَوْمِ
بسوى گروه قبطيان يعنى فرعون و اهل او
الَّذِينَ كَذَّبُوا
آنان كه تكذيب كردند
بِآياتِنا
آيتهاى ما را ايشان به حكم ما رفتند و آن قوم را به حق دعوت كردند - و ايشان با او استكبار نمودند
فَدَمَّرْناهُمْ
پس هلاك كرديم ايشان را و نيست گردانيديم
تَدْمِيراً
هلاككردنى و نيست گردانيدنى به اغراق در درياى قلزم .