تخطي إلى المحتوى الرئيسي

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى ) — صفحة 797

مساهمون:

ص٧٩٧
وَ قالَ الَّذِينَ
و گفتند آنان كه
لا يَرْجُونَ لِقاءَنا
اميد ندارند ديدار ما را يعنى منكر حشر و بعث‌اند يا نمىترسند از ديدن عذاب ما مراد اهل مكه‌اند كه مىگفتند
لَوْ لا أُنْزِلَ
چرا فروفرستاده‌نمىشود
عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ
بر ما فرشتگان به رسالت يا باخبار از صدق محمد
أَوْ نَرى رَبَّنا
يا چرا نمىبينيم آشكارا پروردگار ما را تا با ما سخن گويد و تصديق اتباع محمد صلى اللّه عليه و سلّم فرمايد
لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا
به خداى كه بزرگى
فِي أَنْفُسِهِمْ
در نفسهاى خود يعنى تعظيم ورزيدند و جرأت نمودند درين تحكم
وَ عَتَوْا
و درگذشتند از اندازه
عُتُوًّا كَبِيراً
درگذشتنى بزرگ كه بعد از مشاهده معجزات افتراح رويت ملائكه و لقاى خدا كردند و ايشان اندوهناك شوند
يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلائِكَةَ
روز كه ببينند فرشتگان را آن روز مرگ باشد يا روز حشر
لا بُشْرى
هيچ مژده نيست
يَوْمَئِذٍ
آن روز
لِلْمُجْرِمِينَ
مر كافران را اهل مكه دو چيز طلبيدند لقاى ملائكه و ديدار خداى تعالى حق سبحانه خبر داد كه ملائكه را بينند و وعيد لا بشرى شنوند
وَ يَقُولُونَ
گويند ملائكه مر ايشان را كه لقاى خداى بر شما
حِجْراً مَحْجُوراً
حرام و بازداشته شده است و گويند اين قول كفار است چون ملائكه بر ايشان ظاهر شوند بدين كلمه پناه جويند به خدا از لقاء ايشان در زاد المسير آورده كه چون كفار در شهر حرام كسى را ديدندى ازو ترسيدندى مىگفتندى حجرا محجورا تا از شر او ايمن شدندى اينجا نيز خيال بستند كه مگر بدين كلمه از شدّت مرگ يا هول قيامت خلاصى خواهند يافت
وَ قَدِمْنا
و قصد كنيم
إِلى ما عَمِلُوا
بسوى آنچه كردند كافران
مِنْ عَمَلٍ
از كردارى كه در صورت نيكو نمايد چون صله رحم و مهمان‌دارى و طعام گرسنگان و اكرام يتيمان و فريادرسى مظلومان و امثال آن
فَجَعَلْناهُ
پس گردانيديم آن عمل را
هَباءً مَنْثُوراً
مانند ذرّه‌هاى پراگنده در هوا يا غبار متفرقه يا خاكستر بباد برداده يعنى حبط سازيم عملهاى ايشان را زيرا كه شرط در قبول اين اعمال ايمان است و ايشان را نبوده
أَصْحابُ الْجَنَّةِ
مجاوران بهشت
يَوْمَئِذٍ
آن روز يعنى روز قيامت
خَيْرٌ مُسْتَقَرًّا
بهتراند از روى قرارگاه يعنى مساكن ايشان در آخرت به از منازل كافران است كه در دنيا داشتند
وَ أَحْسَنُ مَقِيلًا
و نيكوتراند از جهت مكان و استراحت مراد از قيلوله استراحت است زيرا كه در بهشت خواب نباشد
وَ يَوْمَ
و ياد كن روزى را كه در ان
تَشَقَّقُ السَّماءُ
بشگافد آسمانها
بِالْغَمامِ
بسبب ابر سفيد كه بالاى هفت طبقه آسمان است و غلظ او برابر همه سموت و او گران‌تر است از همه آسمانها و حق سبحانه امروز او را بقدرت نگاه داشته روز قيامت او را بر آسمانها افگند و بهر آسمانى كه رسد آن آسمان شكافته گردد
وَ نُزِّلَ الْمَلائِكَةُ
و فروفرستاده‌شوند فرشتگان از آنجا بر زمين
تَنْزِيلًا
فروفرستادنى تا روى زمين بفرشته مملو گردد در موضح آورده كه ملائكه هفت صف بگرد عالم درآيند و گويند با بمعنى عن است يعنى آسمان بشگافد از غمام و دور شود تا غمام فرود آيد و اين آن غمام است كه حق سبحانه فرموده ظلل من الغمام در عين المعانى آورده كه اين غمامى است كه ظل بنى اسرائيل بود در تيه -