قالُوا
گويند بتان
سُبْحانَكَ
پاكى ترا و ما ترا به پاكى ياد مىكنيم و منزه مىدانيم از شريك و شبيه
ما كانَ يَنْبَغِي لَنا
نيست ما را و نسزد و روا نباشد
أَنْ نَتَّخِذَ
آنكه فراگيريم كسى كه ما را پرستد
مِنْ دُونِكَ
بجز تو يعنى ترا نپرستد ملخص سخن آنكه آنها كه عبادت ترا دوست ندارند و ما را پرستند نرسد ما را كه بگيريم ما ايشان را
مِنْ أَوْلِياءَ
از دوستان
وَ لكِنْ مَتَّعْتَهُمْ
و ليكن تو ايشان را برخوردار گردانيدى
وَ آباءَهُمْ
و پدران ايشان را باموال و اولاد و عمر دراز و صحت بدن و سائر نعمتها
حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ
تا فراش كردند آنچه انبياء ع ايشان را بدان دعوت مىفرمودند
وَ كانُوا
و بودند بر حكم ازلى تو
قَوْماً بُوراً
گروهى هلاكشده يا تباه گشته پس حضرت عز شانه بتپرستان را مخاطب ساخته گويد
فَقَدْ كَذَّبُوكُمْ
پس به درستى كه تكذيب كردند خدايان شما شما را
بِما تَقُولُونَ
بهآنچه مىگوئيد كه شريك خدااند و ايشان مرا از شرك منزه داشتند
فَما تَسْتَطِيعُونَ
پس نمىتوانند معبودان شما
صَرْفاً
بگردانيدن عذاب از شما
وَ لا نَصْراً
و نه يارى كردن شما را به نجات و حفص رح بتا مىخواند يعنى شما كه مشركانيد نتوانيد عذاب مرا از خود دفع كردن و يكديگر را يارى دادن و از عقوبت برهانيدن
وَ مَنْ يَظْلِمْ
و هر كه ستم كند يعنى شرك آورد
مِنْكُمْ
از شما اى مكلّفان
نُذِقْهُ
بچشانيم او را
عَذاباً كَبِيراً
عذابى بزرگ كه آتش دوزخ است و خلود در ان
وَ ما أَرْسَلْنا
و نفرستاديم
قَبْلَكَ
پيش از تو
مِنَ الْمُرْسَلِينَ
كسى را از پيغمبران
إِلَّا إِنَّهُمْ
مگر پيغمبرانى كه ايشان
لَيَأْكُلُونَ الطَّعامَ
هر آئينه بخوردند خوردنى
وَ يَمْشُونَ
و بروند
فِي الْأَسْواقِ
در بازارها به جهت كفايت مهمات خود
وَ جَعَلْنا
و گردانيديم
بَعْضَكُمْ
برخى از شما را
لِبَعْضٍ
براى برخى ديگر
فِتْنَةً
آزمايشى همچو آزمايش فقراء به اغنياء و پيغمبران به امم ايشان يا مريض بصحيح و اعمى به بصير خلاصه سخن آنكه دنيا دار ابتلا و امتحان است پس از مخالفت احوال مردمان درو چاره نباشد و ما بدان مىآزمائيم ايشان را تا اهل صبر و شكر از ارباب جزع و كفران ممتاز گردند آوردهاند كه ابو جهل و وليد و امثال ايشان هرگاه كه بلال و عمار و صهيب و سائر درويشان صحابه رض را مىديدند با يكديگر مىگفتند آيا ايمان آريم تا با ايشان همچو ايشان بىچيز باشيم حق تعالى اين آيت فرستاد و درويشان را مخاطب ساخته مىفرمايد كه مىآزمائيم شريف را به وضيع و وضيع را بشريف
أَ تَصْبِرُونَ
آيا صبر مىكنيد بر ابتلا يا جزع مىنمائيد
وَ كانَ رَبُّكَ
و هست پروردگار تو
بَصِيراً
بينا بصيركننده و جزع نماينده .