الْمُلْكُ
بادشاهى
يَوْمَئِذٍ
در ان روز
الْحَقُّ
ثابت است
لِلرَّحْمنِ
مر خداى بخشاينده را چه مدعيان زبان دعوى از مالكيت در بسته باشند
وَ كانَ
و باشد آن روز
يَوْماً عَلَى الْكافِرِينَ
روزى بر كافران
عَسِيراً
دشوار از شدّت اهوال
وَ يَوْمَ
و ياد كن روزى را كه از فرط حسرت
يَعَضُّ الظَّالِمُ
مىخايد ظالم
عَلى يَدَيْهِ
بر دستهاى خود يعنى بدندان مىگزد دستها چنانچه متحسران مىكنند مراد جنس ظالم است و گفتهاند عقبة بن ابى معيط چون از سفر بازآمد مردمان را ضيافت مىكرد به سبب جوار سيد ابرار عليه الصلاة و السلام را طلبيده بود آن حضرت فرمود كه تا كلمه شهادت نگوئى از طعام تو نخورم عقبه كلمه بر زبان راند و اين سخن به ابىّ بن خلف رسيد كه با عقبه دوستى داشت نزد وى آمد و گفت مگر از دين خود برگشته كه سخن محمدى شنوى و كلمه مىگوئى گفت نى اما عار داشتم كه مهمان من طعام ناخورده بيرون رود ابى گفت از تو راضى نشوم تا آب دهن به روى او نيندازى عقبه عليه اللعنة به نزد پيغمبر عليه السلام آمد آن حضرت در دار الندوه در سجده بود كه آب دهن ناپاك حواله روى مبارك دلآراى كرد و در ترجمه اسباب نزول آورده كه آب دهن پليد او دو شعله آتش جانسوز گشت و بدان حضرت نرسيده بر روى وى بازگرديد و هر دو كرانه روى او بسوخت و تا زنده بود آن داغهاى نمود القصه حضرت ص فرمود كه اى عقبه ترا بيرون مكه نمىبينم مگر سر ترا به شمشير برادرم و در غزوه بدر امر رسالتپناهى بقتل او صادر شد و بر دست مرتضى على كرم اللّه وجهه كشته گشت و اين آيت در شان او فرود آمد مضمونش آنكه آن ظالم روز قيامت مصرع
بسيار نجايد سر انگشت ندامت
صاحب احقاف فرمود كه چهار هزار بار نجايد اطراف اصابع را تا بمرفق و حق سبحانه تعالى ديگرباره دست وى را بروياند ديگرباره نجايد و خبر ندارد
يَقُولُ
مىگويد
يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ
كاشكى فرا مىگرفتم
مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا
با پيغمبر راهى كه وى فراگرفته كه راه نجات آنست
يا وَيْلَتى
اى واى بر من
لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ
كاشكى فرا نمىگرفتم
فُلاناً
فلان كس را يعنى ابىّ را
خَلِيلًا
به دوستى و او را نمىشناختم
لَقَدْ أَضَلَّنِي
به درستى كه گمراه كرد مرا و بازداشت
عَنِ الذِّكْرِ
از ياد كردن خداى تعالى يعنى كلمه شهادت يا موعظه پيغمبر ص
بَعْدَ إِذْ جاءَنِي
بعد از ان كه آمده بود به من
وَ كانَ الشَّيْطانُ
و هست ديو دورمانده از رحمت حق يعنى دوست گمراهكننده كه شيطان الانس است
لِلْإِنْسانِ
مر آدمى را
خَذُولًا
فروگذارنده يا ابليس عليه اللعنة كه وسوسه مىكند آدميان را به مخالفت خدا و رسول و چون در دام هلاك افتادند فرومىگذارد و نفع نمىرساند بلكه ازو تبرّى كند
وَ قالَ الرَّسُولُ
و گفت رسول يعنى محمد صلى اللّه عليه و سلّم در دنيا يا گويد در آخرت
يا رَبِّ
اى آفريدگار من
إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا
به درستى كه قوم من فراگرفتند و ساختند
هذَا الْقُرْآنَ
اين قرآن را
مَهْجُوراً
منسوب بهذيان يا فروگذاشته كه به دو ايمان نمىآرند و از استماع او اعراض مىكنند
وَ كَذلِكَ
و همچنانكه اين كفره را دشمن تو گردانيديم
جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ
گردانيديم و مقرر ساختيم مر هر پيغمبرى را
عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ
دشمنى از كافران چون نمرود مر ابراهيم عليه السلام را و فرعون مر موسى ع عليه السلام را و ايشان صبر كردند و تو نيز صبر فرماى
وَ كَفى بِرَبِّكَ
و بسنده است پروردگار تو
هادِياً
راهنماينده تو بطريق شكيبائى
وَ نَصِيراً
و يارىدهنده بر دشمنان .