وَ إِذا أُلْقُوا
و چون درانداخته شوند مشركان
مِنْها
از دوزخ
مَكاناً ضَيِّقاً
در جاى تنگ كه موجب زيادتى كرب باشد - و در تيسير آورده كه جهنّم بر كافران چنان تنگ باشد كه آهن بن نيزه بر نيزه و ايشان را در چنين مكانى تنگ افگند
مُقَرَّنِينَ
مقترن كرده دستهاى ايشان بر گردن ايشان به زنجير يا هر يك را با قرين او از جن به سلسله نشين همديگر باز بسته
دَعَوْا
بخوانند بر خود
هُنالِكَ
در ان مقام
ثُبُوراً
هلاكت يعنى نفرين كنند بر خود بهلاك يا گويند يا ثبوراه و اين كلمه كسى گويد كه آرزومند هلاك خود باشد و در زاد المسير و بعضى ديگر از تفاسير مذكورست كه اوّل كسى را كه از اهل دوزخ جامه پوشانند ابليس باشد حله از آتش درو درپوشند و او آن را بر پيشانى نهد و از پى درمىكشد و ذريت او از عقب او فرياد يا ثبوراه بركشيده مىروند حق سبحانه فرمايد كه
لا تَدْعُوا الْيَوْمَ
مخوانيد امروز
ثُبُوراً واحِداً
يك ثبور
وَ ادْعُوا
و بخوانيد
ثُبُوراً كَثِيراً
ثبور بسيار يعنى يكبار نفرين مكنيد بر خود نفرين بسيار كنيد زيرا كه شما را انواع عذاب خواهد بود و هر نوعى را بهواسطه شدّت ثبورى واقع خواهد شد
قُلْ
بگو اى محمد ص آنان را كه به فقر سرزنش تو مىكنند
أَ ذلِكَ
آيا گنج و بوستان دنيا
خَيْرٌ
بهترست
أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي
يا آن بهشت جاويد كه
وُعِدَ الْمُتَّقُونَ
وعده داده شدهاند پرهيزگاران بدخول در ان
كانَتْ
هست در علم خداى تعالى
لَهُمْ
مر متقيان را آن بهشت
جَزاءً
پاداش اعمال ايشان
وَ مَصِيراً
و بازگشتى كه رجوع بدان نمايند در آخرت
لَهُمْ فِيها
مر ايشان راست در آن بهشت
ما يَشاؤُنَ
آنچه خواهند از نعيم بهشت فراخور استحقاق ايشان چه ضعفاى مؤمنان را به آرزوى ايشان از مرتبه اكمل نصيبى نخواهد بود بلكه مرادى كه مناسب حال خود جويند يابند
خالِدِينَ
در حالتى كه جاويد باشند در بهشت
كانَ
هست دخول و خلود ايشان در جنت
عَلى رَبِّكَ
بر پروردگار تو
وَعْداً
وعده
مَسْؤُلًا
خواسته شده سزاوار آنكه از خداى در خواهند يا مؤمنان درخواستهاند كه ربنا آتنا ما وعدتنا يا ملائكه براى ايشان درخواست مىكنند كه ربنا و ادخلهم جنات عدن التى وعدتهم
وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ
و ياد كن روزى را كه حشر كنيم و حفص بيا مىخواند يعنى حشر كند مشركان را
وَ ما يَعْبُدُونَ
و آن را نيز كه مىپرستند
مِنْ دُونِ اللَّهِ
بجز خداى تعالى عام است همه معبودان را از ذوى العقول و غير آن و گفتهاند مراد اصناماند كه خداى ايشان را به سخن آرد و مخاطب سازد
فَيَقُولُ
پس گويد
أَ أَنْتُمْ
آيا شما
أَضْلَلْتُمْ
گمراه كرديد
عِبادِي هؤُلاءِ
بندگان مرا اين گروه يعنى مشركان
أَمْ هُمْ
يا ايشان
ضَلُّوا السَّبِيلَ
گم كردند راه را با ضلال در نظر صحيح و اعراض از قول مرشد فصيح .